المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٤٨ - فصل حكم عطف برضمير متصل
ديگر بين عاطف و معطوف اليه فاصله بيانداز.
شارح گويد:
مراد اينست كه: اگر بخواهيم به ضمير متّصل مرفوع اعمّ از آنكه بارز بوده يا مستتر باشد كلمهاى را عطف كنيم حكم اينست كه بين عاطف و معطوف اليه يا با ضمير منفصل بايد فاصله قرار دهيم همچون:
كنتم انتم و آبائكم ( هستيد شما و پدران شما).
شاهد در عطف « آبائكم » است به « ثمّ » كه بين آن و عاطف يعنى « او » ضمير منفصل يعنى « انتم » فاصله آورده شده.
و مانند:
اسكن انت و زوجك الجنّة ( تو و همسرت در بهشت سكنا گزينيد).
شاهد در عطف « زوجك » است به ضمير مستتر در « اسكن » كه بين آن و عاطف يعنى « واو » ضمير منفصل يعنى « انت » فاصله شده است.
و يا با فاصلى ديگر بين آنها لازمست فاصله آورد مانند:
يدخلونها و من صلح ( داخل آن مىشوند و كسانى كه صالح هستند).
شاهد در عطف « من » به ضمير فاعلى در « يدخلونها » است كه بين آن و عاطف يعنى « واو » ضمير مؤنّث « ها » فاصله شده است.
و نظير:
ما اشركنا و لا آبائنا ( شرك نياورديم ما و نه پدران ما).
شاهد در عطف « آبائنا » است به ضمير « نا » در « اشركنا » و بين آن و عاطف كه « لا » باشد « واو » فاصله شده.
مصنّف گويد:
و در نظم بطور فراوان اين عطف بدون فاصله وارد ميشود ولى در عين حال ضعف آنرا معتقد باش.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اين عطف در نظم بدون فاصله فراوان ديده شده و در نثر قليلا وارد گرديده است.
مثال نظم همچون قول جرير بن عطيّة بن خطفى:
|
و رجى الا خيطل من سفاهة رأيه |
ما لم يكن و اب له لينالا |