المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٣٧ - مبحث اسم غير منصرف
سواعا و لا يغوثا و يعوقا و نسرا» و آخر الفواصل و و الأسجاع ك « قواريرا ».
فرع: إذا اضطرّ إلى تنوين مجرور بالفتحة فهل ينوّن بالنّصب أو بالجرّ؟ صرّح الرّضىّ بالثّانى، و لو قيل بالوجهين كالمنادى لم يبعد.
( و المصروف قد لا ينصرف) لذلك عند الكوفيّين و الأخفش، و إن أباه سيبويه، و منه: و ممّن ولدوا عامر ذو الطول و ذو العرض.
ترجمه و شرح
فرع ادبى
شارح گويد:
اگر لفظ « احمر » را علم براى كسى قرار دهند و سپس آنرا نكره كنند سيبويه و اخفش نيز در آخر و پايان دو قولى كه اظهار كرده گفته است اسم مزبور غير منصرف مىباشد و دليلش همانست كه ذكر شد يعنى تعريف در اين كلمه مؤثّر بوده و سبب غير منصرف بودن مىباشد پر واضح است وقتى تعريف زائل شد سبب عدم انصراف از بين رفته لاجرم اسم را بايد منصرف استعمال نمود.
و اگر كلمهاى مانند مساجد را علم قرار دهند و سپس نكرهاش كنند، سيبويه آنرا از منصرف شدن منع كرده و قائل به غير منصرف بودنش مىباشد ولى اخفش آنرا منصرف دانسته و از وى خلاف اين رأى نقل نشده.
و حاصل كلام آنكه از اخفش در مثل كلمه « احمر » دو رأى نقل شده در يكى از دو قولش آنرا منصرف و در ديگرى قائل به غير منصرف بودنش شده ولى در مثل كلمه « مساجد » يك رأى بيشتر از وى در دست نيست و آن اينست كه قائل بمنصرف بودنش مىباشد.
تتمّه كلام در مبحث
غير منصرف بودن اسم
شارح گويد:
يكى از امورى كه مقتضى منصرف بودن اسم مىباشد تصغيرى است كه يكى از دو سبب منع صرف را زائل مىكند مانند حميد و عمير چه آنكه « حميد » تصغير « احمد » و « عمير » تصغير عمر مىباشد اوّلى بواسطه تصغير وزن فعلش زائل شده و دوّمى بعد از تصغير عدلش از بين رفته لاجرم سبب عدم انصراف ديگر در آنها نمىباشد.
مصنّف گويد: