المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٢ - تتمه كلام در مبحث افعال مدح و ذم
مقصود اينست كه « ساء » در تمام آنچه قبلا گفتيم مانند « بئس » مىباشد مانند:
ساء مثلا القوم الذين ... ( مثل حال جماعتى كه آيات ما را تكذيب كردند بسيار بد مىباشد).
و نظير:
ساء الرّجل زيد (بد است آن مرد كه زيد باشد).
و مثل:
ساء غلام القوم زيد (بد است غلام آن طائفه كه زيد باشد).
در مثال اوّل فاعل « ساء » ضمير بوده لذا كلمه « مثلا » تمييز آن و « القوم » اسم مخصوص بذم مىباشد.
و در مثال دوّم فاعل « ساء » معرف بالف و لام است يعنى « الرجل » و « زيد » اسم مخصوص بذم مىباشد.
و در مثال سوّم فاعل « ساء » مضاف به معرف بالف و لام بوده يعنى « غلام القوم» و « زيد » اسم مخصوص به ذم مىباشد همان طورى كه در « بئس » اين سه حالت براى فاعلش مىباشد.
سپس شارح مىگويد:
پس از كلام مصنّف كه گفت « ساء » مانند « بئس » مىباشد جا دارد سؤال شود:
آيا همان طورى كه در فعل بودن « بئس » اختلاف است در فعليّت « ساء » نيز اختلاف مىباشد يا چنين نيست؟
يعنى ظاهر كلام مصنّف كه « ساء » را در جميع آنچه گفتيم مانند « بئس » قرار داد دلالت دارد براينكه در فعل بودن « ساء » نيز اختلاف مىباشد.
و امّا اينكه مصنّف گفت:
و اجعل فعلا ...
مراد اينست كه فعل ثلاثى مجرّدى كه مضموم العين باشد همچون « نعم » برمدح دلالت دارد مانند:
علم الرجل زيد (عالم بسيار بزرگى است آن مرد كه زيد باشد).
و نظير:
كبرت كلمة تخرج من افواههم ( كلمه بزرگى از دهانشان خارج ميشود).
و در فاعل اين افعال همان دو احتمالى كه در فاعل « حبّ » بوده وجود دارد و