المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١٤ - مبحث اسم غير منصرف
ان: حرف شرط، عامل جزم، مبنى.
به: جارّ و مجرور، متعلّق به « سمّى ».
سمّى: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، فعل شرط محلّا مجزوم است.
او: حرف عطف.
باء: حرف جرّ.
ما: موصوله، مجرور به « باء » ، متعلّق به « سمّى » ، معطوف به ضمير مجرورى در « به ».
لحق: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، لازم صله براى « ما ».
به: جارّ و مجرور، متعلّق به « لحق » عائد براى « ما ».
فاء: جزائيّه.
الانصراف: مبتداء اوّل.
منعه: مضاف و مضاف اليه، مبتداء دوّم.
يحقّ: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، غائب، خبر براى « منعه » و جمله « منعه يحقّ» خبر است براى « الانصراف » و جمله « فالانصراف منعه يحقّ» جواب است براى شرط.
ترجمه
و اگر جمع منتهى الجموع يا آنچه بآن ملحق است را علم قرار دهيم پس سزاوار است كه سبب منع صرف گردد.
متن: «٦٦٢»
|
و العلم امنع صرفه مركّبا |
تركيب مزج نحو معديكربا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
العلم: مفعول است براى عامل مقدّر كه « امنع » مفسّر آن است.
امنع: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، ثلاثى مجرّد، متعدّى.
صرفه: مضاف و مضاف اليه، مفعول براى « امنع ».
مركّبا: حال است از « علم ».
تركيب: مصدر، مفعول مطلق نوعى، مضاف.