المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١٨ - مبحث اسم غير منصرف
نون زائده محسوب مىشود و براى توضيح بيشتر مىگوئيم:
در صورتى كه قبل از الف و نون دو حرف واقع بوده كه دوّمى آنها مشدّد باشد از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه تشديد اصلى باشد، در اين فرض بطور قطع الف و نون زائد مىباشد مانند: حسّان در صورتى كه مشتقّ از « حسّ » باشد چه آنكه در اين فرض حسّان بروزن فعلان است و الف و نون آن بدون ترديد زائده مىباشد.
ب: آنكه تشديد زائد و غير اصلى باشد، در اين صورت بطور جزم الف و نون اصلى بوده و زائد نمىباشند مانند:
حسّان (در صورتى كه مشتقّ از « حسن » باشد زيرا در اين فرض بروزن « فعّال » است و بدون شكّ الف و نون آن زائد نيست بلكه صيغه مبالغه محسوب ميشود، بنابراين در فرض دوّم اين كلمه را نمىتوان غير منصرف دانست.
قوله: جمع سرواله: سرواله بكسر سين يعنى زيرجامه (زير شلوار).
قوله: و قيل فيه وجهان: ضمير در « فيه » به سراويل راجع است.
قوله: و ان به سمّى: يعنى اگر جمع منتهى الجموع را اسم و علم براى كسى قرار دادند.
قوله: و لا اعتداد بما عرض: مقصود از « ما عرض» علميّت مىباشد كه برجمع عارض شده.
قوله: نحو معديكرب: نام شخصى است در عرب.
قوله: و حضر موت: اسم مكانى است.
قوله: تركيب اضافة: مانند: غلام زيد.
قوله: او اسناد: تركيب اسنادى مانند: زيد قائم.
قوله: كغطفان: مفرد آن غطف يعنى دراز شدن موى پلك را گويند ولى علم شده براى قبيلهاى از قبائل عرب.
متن: «٦٦٤»
|
كذا مؤنّث بهاء مطلقا |
و شرط منع العار كونه ارتقى |
تجزيه و تركيب
كذا: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، خبر مقدّم.
مؤنّث: مبتداء مقدّم، صفت است براى موصوف مقدّر يعنى « علم ».