المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩٩ - پارهاى از وجوه اختلاف بين اسم فاعل و صفت مشبهه
شده.
١٨- رأيت رجلا حسنا وجهه.
در اين مثال صفت الف و لام نداشته و معمولش كه مجرور است به ضمير اضافه شده.
البتّه دو مثال اخير ضعيف مىباشند.
مثال سوّم مانند:
١٩- رأيت الرّجل الحسن وجه ابيه (ديدم آن مرد را كه صورت پدرش نيكو بود).
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه مرفوع است به مضاف به ضمير يعنى « ابيه » اضافه شده.
٢٠- رأيت الرجل الحسن وجه ابيه.
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه منصوب است به مضاف به ضمير يعنى « ابيه » اضافه شده.
٢١- رأيت الرجل الحسن وجهابيه.
اين مثال جايز نيست يعنى نمىتوان معمول صفت الف و لامدار را كه به مضاف به ضمير اضافه شده مجرور خواند چنانچه شرح آن عنقريب خواهد آمد.
٢٢- رأيت رجلا حسنا وجه ابيه (ديدم مردى را كه صورت پدرش نيكو بود).
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه مرفوع است به مضاف به ضمير يعنى « ابيه » اضافه شده.
٢٣- رأيت رجلا حسنا وجه ابيه.
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه منصوب است به مضاف به ضمير يعنى « ابيه » اضافه شده.
٢٤- رأيت رجلا حسن وجه ابيه.
در اين مثال صفت خالى از الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » كه مجرور است به مضاف به ضمير يعنى « ابيه » اضافه شده البتّه دو مثال اخير ضعيف مىباشند.
مثال چهارم:
٢٥- رأيت الرجل الحسن وجه اب (ديدم آن مرد را كه نيكو بود صورت پدرش).
در اين مثال صفت با الف و لام بوده و معمولش يعنى « وجه » مرفوع بوده و به كلمهاى اضافه شده كه هم از الف و لام مجرّد بوده و هم از اضافه البتّه استعمال صفت