المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤٤ - كيفيت استعمال اسم تفضيل
وجه شذوذ مثال اوّل اينست كه كلمه « اقمى » از « قمن » كه فعل نيست ساخته شده و جهت شذوذ مثال دوّم اينست كه « اخصر » اسم تفضيل از « اختصر » است كه ثلاثى مزيد مىباشد و علّت شاذّ بودن مثال سوّم اينست كه « ابيض » از « باض » اخذ شده كه اسم فاعلش بروزن افعل يعنى « ابيض » مىباشد.
مصنّف گويد:
و آنچه در باب تعجّب بخاطر وجود مانع بآن متوصّل مىشديم در باب تفضيل نيز بايد بآن متوصّل گشت.
شارح گويد:
سابق گفتيم هرفعلى كه واجد شرائط نيست براى ساختن صيغه تعجّب از آن بايد به « اشدّ » و آنچه ملحق بآن است متوصّل شد، اينك مىگوئيم:
در باب تفضيل نيز اگر فعل واجد شرائط نبود بايد از اشدّ و امثال آن كمك گرفت باين نحو كه « اشدّ » را ابتداء آورده سپس مصدر فعل مزبور را به حالت نصب بنابر تمييز بودن بعدش قرار مىدهيم مانند:
هذا اشدّ احمرارا من الدّم (اين از خون سرختر است).
در اين مثال همانطورى كه ملاحظه مىكنيم مصدر ثلاثى مزيد يعنى « احمرار » به حالت نصب بعد از اشدّ قرار گرفته است.
كيفيّت استعمال اسم تفضيل
مصنّف گويد:
اسم تفضيل را هميشه با « من » بياور چه در لفظ و چه در تقدير مشروط باينكه مجرّد باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر اسم تفضيل مجرّد از الف و لام و اضافه باشد لازم است آنرا با كلمه « من » كه براى ابتداء غايت است استعمال نمود مانند:
انا اكثر منك مالا و اعزّ نفرا ( من از حيث مال بيشتر از تو بوده و از جهت نفر و يار عزيزتر مىباشم).
در فقره اوّل كلمه « من » لفظا آمده و در فقره دوّم يعنى « اعز نفرا» در تقدير است چه آنكه تقدير آن و اعزّ منك نفرا مىباشد.