المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٨٣ - مبحث نداء
بوده و در آن دو نظريّه مىباشد.
الف: رأى مصنّف و دستهاى ديگر از ادباء و آن اينست كه حذف مزبور جايز بوده منتهى قليل و نادر مىباشد.
مثال حذف حرف نداء از منادائى كه اسم جنس معيّن باشد همچون:
ثوبى حجر (اى جامه من اين سنگ است).
تقدير آن: يا ثوبى هذا حجر مىباشد.
مثال حذف حرف نداء از منادائى كه اسم اشاره باشد مانند:
ثمّ انتم هولاء تقتلون ( اى گروه مخاطبين شما ايشان را مىكشيد).
تقدير آن: يا انتم هولاء تقتلون مىباشد.
البتّه اين قائلين اختلاف دارند در اينكه جواز حذف حرف نداء در ايندو مورد آيا قياسى است يا سماعى مىباشد.
بصريّون و مصنّف معتقدند كه حذف سماعى است ولى كوفيّون مىگويند قياسى مىباشد.
ب: رأى دستهاى ديگر از ادباء و آن اينست كه حذف سماعا و قياسا ممنوع است.
مصنّف در تضعيف و تخطئه اين قول مىگويد:
ملامتكننده اين قول را يارى كن زيرا اين قائل در اين منع بخطاء رفته است.
مصنّف گويد:
اسم معرفهاى كه مناداى مفرد است را مبنى برآنچه رفعش بآنست بنما.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: منادائى كه مفرد و معرفه است اعمّ از آنكه تعريفش بخاطر علميّت بوده يا قصد تعريف باعث معرفه بودنش گرديده باشد حكمش آنست كه بعد از نداء مبنى برحالت رفعى مىباشد، بنابراين اگر به صيغه مفرد بيايد مبنى برضمّ مىشود مانند:
يا زيد.
و اگر به صيغه تثنيه آورده شود مبنى برالف و نون است همچون:
يا زيدان.
و اگر به صيغه جمع بيايد مبنى برواو و نون مىگردد نظير:
يا زيدون.