المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٧ - قسم دوم عطف نسق(عطف بحروف)
پسران كوچك ما.
شاهد در « حتّى » است كه « الكماة » را به « كم » عطف كرده و « كماة » غايت رفعت محسوب مىشود و همچنين « حتّى » در مصراع دوّم « بنينا » را عطف كرده است به « نا » و معطوف غايت خسّت بحساب مىآيد.
سپس شارح گويد:
حتّى در دلالت برعدم ترتيب همچون واو مىباشد يعنى همانطورى كه واو صرفا براشتراك معطوف و معطوف اليه در حكم دلالت دارد بدون دلالت برترتيب و تقدّم و تأخّر يكى نسبت به ديگرى عينا حتّى نيز چنين مىباشد.
متن: «٥٤٨»
|
و أم بها اعطف إثر همز التّسوية |
أو همزة عن لفظ أىّ مغنية |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
ام: مبتداء.
بها: جارّ و مجرور، متعلّق به « اعطف ».
اعطف: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، خبر براى « ام ».
اثر: بمعناى « بعد » ، ظرف، متعلّق به « اعطف » ، مضاف.
همز: مضاف اليه، مضاف.
التسوية: مضاف اليه.
او: عاطفه.
همزة: معطوف به « همز التسوية»، موصوف.
عن: جارّه.
لفظ: مجرور به « عن » ، متعلّق به « مغنيه » ، مضاف.
اىّ: مضاف اليه.
مغنيه: صفت براى « همزه ».
ترجمه
و با « ام » عطف كن بعد از همزه تسويه يا پس از همزهاى كه از لفظ « اىّ » ما را مستغنى مىگرداند.