المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٨٩ - مبحث نداء
الف: منادائى كه علم بوده و بين آن و كلمه « ابن » لفظ ديگرى فاصله شده باشد مانند: يا سعيد المحسن ابن خالد.
شاهد در « سعيد » است كه بين آن و « ابن » لفظ « المحسن » فاصله شده لذا ضمّه سعيد واجب و لازم است.
ب: منادائى كه علم نبوده و موصوف به « ابن » يا « ابنه » باشد اگرچه بين « ابن » و منادى لفظى فاصله نشده باشد همچون: يا غلام ابن اخينا (اى پسر برادر ما).
ج: منادائى كه علم و موصوف به « ابن » يا « ابنه » بوده ولى مضاف اليه « ابن » غير علم باشد مانند: يا زيد ابن اخينا.
قوله: و المفرد المنكور الخ: مفرد گاهى در مقابل تثنيه و جمع اطلاق ميشود مانند: زيد و زمانى در مقابل مضاف و گاهى در قبال جمله گفته ميشود و مقصود از آن در اينجا مفرد در مقابل مضاف و مضاف اليه مىباشد.
قوله: و شبهه: شبه مضاف عبارتست از دو كلمهاى كه پشت سر هم واقع شده بطورى كه دوّمى متمّم معناى اوّل باشد اعمّ از آنكه دوّمى معمول اوّلى بوده همچون طالعا جبلا يا معطوف بآن باشد نظير: ثلاثة و ثلاثين و شرح آنرا در كتاب « كلمات العلويّة» آوردهام طالبين بآنجا رجوع كنند.
قوله: يا غافلا و الموت يطلبه: مثال است براى مناداى نكره.
قوله: يا عبد اللّه: مثال است براى مناداى مضاف كه اضافهاش معنوى است.
قوله: يا حسن الوجه: مثال است براى مناداى مضاف كه اضافهاش لفظى است.
قوله: اجاز تغلب ضمّه: يعنى ضمّ مضاف در اضافه لفظيّه را.
قوله: يا ثلاثة ثلاثين: مثال است براى مناداى شبه مضاف.
قوله: يا غلام ابن اخينا: مثال است براى مناداى غير علمى كه « ابن » پس از آن واقع شده و بعد از « ابن » نيز غير علم قرار گرفته است.
قوله: يا زيد ابن اخينا: مثال است براى مناداى علمى كه پس از آن « ابن » قرار گرفته و بعد از « ابن » غير علم واقع شده است.
قوله: يا غلام ابن زيد: مثال است براى مناداى غير علمى كه « ابن » بعد از آن بعلم اضافه شده است.