المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٦ - قسم دوم عطف نسق(عطف بحروف)
ما بعد خود را با ما قبل در حكم جمله واحد قرار مىدهد چه آنكه اين كلمه مشعر به سببيّت است يعنى دلالت دارد برسبب بودن ما قبل براى ما بعد و مجموع سبب و مسبّب در حكم يك جمله مىباشند پس در اين عطف لازم نيست معطوف نيز مشتمل برضمير موصول باشد بلكه وجود ضمير در مجموع معطوف و معطوف اليه كفايت مىكند.
مصنّف گويد:
بواسطه « حتّى » عطف كن « بعض » را بر « كلّ ».
شارح گويد:
مقصود آنست كه كلمه « حتّى » بعض را بر « كلّ » عطف مىكند اعمّ از آنكه بعض حقيقى بوده يا تأويلى باشد مثال بعض حقيقى همچون:
اكلت السمكة حتّى رأسها (خوردم ماهى را حتّى سر آن را).
شاهد در « حتّى » است كه « رأسها » را به « السمكة » عطف نموده و « رأسها » بعض سمكه مىباشد.
و مثال بعض تأويلى مانند آنچه در قول ابى مروان نحوى وارد شده:
|
القى الصحفة كى يخفّف رحله |
و الزّاد حتّى نعله القاها |
يعنى: آن متلمّس نامه را در نهر آب افكند بعلّت آنكه سبك كند بار شتر خود را و انداخت طعام و توشه خود را حتّى كفش خود را هم افكند.
شاهد در « حتّى » است كه « نعله » را به « الزاد » عطف كرده و بعض آن است تأويلا.
مصنّف گويد:
معطوف به « حتّى » نيست مگر غايت براى آنچه پهلويش درآمده است.
شارح گويد:
اعمّ از آنكه ما بعد « حتّى » غايت رفعت براى ما قبل آن بوده يا غايت خسّت محسوب شود مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
قهرناكم حتّى الكماة فانتم |
تهابوننا حتّى نبينا الاصاغر |
يعنى: مقهور گردانيديم شما را حتّى شجاعات شما را و شما مىترسيد از ما حتّى از