المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢٠ - مبحث استغاثهو احكام مناداى مستغاث
امّا وجه مفتوح بودن لامى كه برسر مستغاث در مىآيد، جهت آن اينست كه:
در ابتداء مستغاث لاجله نيز لام داخل كرده ولى آنرا مكسور استعمال مىنمايند لذا بخاطر فرق بين مستغاث و مستغاث لاجله و اينكه در صورت حذف مستغاث لاجله ايندو با هم مشتبه نشوند لام مزبور را مفتوح كردهاند مانند:
يا للمرتضى (اى مرتضى بفريادم برس).
مصنّف گويد:
و نيز لام استغاثه را فتحه بده در صورتى كه برسر مستغاثى درآمده كه برمستغاثى ديگر معطوف باشد مشروط باينكه « ياء » را تكرار نموده باشى.
شارح گويد مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
يا لقومى و يا لا مثال قومى |
لا ناس عتوّهم فى ازدياد |
يعنى: اى قوم من و اى كسانى كه در عصبيّت و شجاعت مثل قوم من هستيد بفرياد من رسيد از جهت شرّ مردمانى كه سركشى و تعدّى ايشان روزبروز و ساعت بساعت رو به فزونى است.
شاهد در « لامثال » است كه بخاطر عطف بر « لقومى » و تكرار « يا » لام استغاثه را مفتوح آوردهايم ولى لامى كه برسر مستغاث لاجله يعنى « اناس » داخل شده مكسور مىباشد.
مصنّف گويد:
لام مزبور در غير آنجائى كه ذكر شد مكسور مىآيد.
شارح گويد:
غير مورد مذكور دو جا است:
الف: برسر مستغاث من اجله مانند آنچه در قول قيس بن ذريح محاربى آمده:
|
تكنّفنى الوشاة فأزعجونى |
فيا للّه للواشى المطاع |
يعنى: سخنچينان من را در ميان گرفتند و از جاى خود بيرون بردند پس اى خدا بفرياد من برس از دست سخنچينى كه اين صفت دارد اطاعت كرده شده است.
شاهد در مكسور بودن « لام » برسر « الواشى » است كه مستغاث من اجله مىباشد.
ب: در ابتداء مستغاثى كه برسر مستغاث ديگر عطف شده بدون تكرار « يا » كه حرف نداء مىباشد مانند آنچه در قول شاعر آمده: