المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦١٧ - مبحث اسم غير منصرف
غير منصرف استعمال كنيم؟
در جواب مىگوئيم:
اگرچه امر چنين است يعنى كلمه بعد از علم شدن مفرد بوده نه جمع امّا اين معنا عارضى است و باين امر عارضى اعتنائى نمىباشد.
مصنّف گويد:
غير منصرف قرار بده مركّبى را كه در آن تركيب مزجى مىباشد مانند: معديكرب.
شارح گويد:
و نيز مانند: حضر موت.
بخلاف مركّبى كه تركيب در آن اضافى يا اسنادى است چه آنكه اينگونه از مركّبات شايستگى براى غير منصرف نمودن را ندارند.
سپس مصنّف گويد:
و همچنين غير منصرف است علمى كه حاوى و مشتمل بردو حرف زائدى كه در « فعلان » است يعنى الف و نون باشد مانند: غطفان و اصبهان.
شارح گويد:
مقصود اينست كه علمى كه داراى الف و نون زائده باشد همچون غطفان و اصبهان همچون مركّب مزجى غير منصرف مىباشد.
تنبيه
براى شناختن و دانستن زائد بودن الف و نون در كلمهاى كافيست كه به تصاريف آن ملاحظه كرده اگر الف و نون را در آنها ساقط ديديم معلوم مىشود كه وجودش در كلمه زائد است همچون سقوط الف و نون در « نسيان » زيرا وقتىآنرا به « نسى » ردّ كنيم الف و نون را در آن نمىبينيم.
اگر گفته شود:
علامتى كه براى زائد بودن الف و نون بيان گرديد تنها در اسماء متصرّف جارى است امّا نسبت باسماء غير متصرّف نمىتوان از آن استفاده كرد لذا بايد پرسيد كه علامت زياد بودن الف و نون در اينگونه از اسماء چيست؟
در جواب گوئيم:
در اينگونه از اسماء اگر قبل از الف و نون بيش از دو حرف واقع شده باشد الف و