المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٠٦ - مبحث اسم غير منصرف
شارح گويد:
مقصود اينست كه وصف اصلى غير منصرف بوده همان طورى كه اسم اصلى منصرف مىباشد، بنابراين اگر اسمى وصف بودنش عارضى بود اين وصفيّت ملغا بوده و سبب غير منصرف شدن اسم نمىباشد همچون: اربع كه در اصل اسم وضع شده و بطور عارضى بمعناى وصف استعمال مىگردد.
و در مقابل اگر اسمى وصف بودنش اصلى و اسميّتش عارضى باشد از منصرف بودن ملغا و غير منصرف بايد استعمال شود چنانچه مصنّف در بيت بعدى باين نكته اشاره كرده و مىگويد:
پس « ادهم » كه همان قيد و زنجير باشد بخاطر اينكه در اصل وصف وضع شده غير منصرف است زيرا اگرچه اين كلمه بمعناى مذكور اسم است ولى در اصل بمعناى ديگرى است و آن رنگ خاكسترى بوده كه به اين معنا قطعا وصف محسوب مىشود.
سپس مصنّف گويد:
و اجدل و اخيل و افعى منصرف بوده ولى گاهى غير منصرف استعمال مىشوند.
شارح گويد:
اجدل بمعناى صقر يعنى باز شكارى بوده و اخيل بمعناى پرندهاى است كه بررويش نقطههائى همچون خالهاى سياه برروى بدن مىباشد و افعى عبارتست از مار.
اين كلمات در اصل اسم بوده كما اينكه الحال و بالفعل نيز در معناى اسمى استعمال مىشوند لذا كلّا منصرف هستند.
ولى همان طورى كه مصنّف در متن اشاره نموده گاهى غير منصرف هستند و جهت عدم انصرافشان اينست كه بواسطه آنها بمعناى وصفى كه اين كلمات متضمّن آن هستند اشاره گرديده و آن معناى وصفى عبارتست از:
قوّت كه « اجدل » متضمّن آن بوده و تلوّن (رنگارنگ بودن) كه اخيل مشتمل برآن است و ايذاء (آزار رساندن) كه افعى دلالت برآن دارد.
مصنّف گويد:
و غير منصرف قرار دادن عدل با وصف اعتبار و لحاظ شده است در لفظ « مثنى » و « ثلاث » و « اخر ».
شارح گويد:
عدل يعنى خروج اسم از صيغه و هيئت اصلى خود مانند: ثناء و مثنى و ثلاث و