المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٨ - او و معانى آن
جرير بن عطيّه خطفى آمده:
|
جاء الخلافة او كانت له قدرا |
كما اتى ربّه موسى على قدر |
يعنى: آمد پسر عبد العزيز خلافت را و بود براى او آن خلافت مقدّر شده همچنانكه روى آورد حضرت موسى على نبيّنا و آله عليه و عليهم السلام به پروردگار من برنبوّتى كه براى او مقدّر شده بود.
شاهد در « او » است كه به معناى « واو » مىباشد.
مصنّف گويد:
و امّا دوّمى در قصد مانند « او » مىباشد در مثل: امّا ذى و امّا النائية.
شارح گويد:
يعنى: همان طورى كه مقصود از « او » گاهى تخيير و زمانى اباحه و پارهاى اوقات تقسيم مىباشد عينا از « امّا » دوّمى اين معانى گاهى قصد مىشود مانند:
انكح امّا ذى و امّا النّائية.
( ازدواج كن يا با اين زن و يا با آنكه دور مىباشد).
شاهد در « امّا » است كه به معناى تخيير است.
و نظير:
جالس امّا الحسن و امّا ابن سيرين (مجالست نما يا با حسن و يا با ابن سيرين).
شاهد در « امّا » است كه به معناى اباحه آمده:
و تا آخر امثلهاى كه « امّا » همچون « او » به معناى تقسيم يا معانى ديگر آمده باشد.
سپس شارح گويد:
اكثر نحويّين معتقدند كه « امّا » يعنى همين « امّا » كه به معناى « او » مىآيد عاطفه است ولى ابن كيسان و ابو على با اين نظريّه مخالف بوده و مصنّف نيز از ايندو تبعيّت كرده، و عاطفه بودن آن را انكار نموده است و اين انكار بخاطر آنست كه برسر « امّا » دوّمى واو عاطفه در مىآيد حال اگر « امّا » عاطفه باشد لازم مىآيد حرف عاطف برسر عاطف داخل گرديده باشد و آن جايز نيست لذا به منظور تخلّص و رهائى از چنين محذورى عاطفه بودن « امّا » دوّمى را انكار كرده است.
ناگفته نماند در لغت قبيله تميم همزه « امّا » مفتوح خوانده ميشود.