المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣١ - ام متصله و حكم آن
أقريب ما توعدون ام يجعل ( آيا آنچه وعده داده شدهايد نزديك است يا قرار مىدهد ...).
شاهد در « ام » است كه براى طلب تعيين بوده و بعد از همزهاى كه ما را از لفظ « اىّ » بىنياز مىكند واقع شده است.
مصنّف گويد:
بسا همزه ساقط مىگردد مشروط باينكه بواسطه حذفش از خفاء معنا در امان باشيم.
شارح گويد:
مانند: سواء عليهم انذرتهم الخ.
كه در اصل ءانذرتهم بوده و چون معنا بعد از حذف معلوم و مشخّص است لاجرم از حذف آن مانعى ممانعت نمىكند.
و نظير آنچه در قول شاعر آمده:
|
فو اللّه ما ادرى و ان كنت داريا |
بسبع رمين الجمر ام بثمان |
يعنى: پس بخدا قسم اگرچه در صدد دانستن بودم ولى نفهميدم آيا جمره را هفت بار زد يا هشت بار كه در اصل: أ بسبع رمين الجمر الخ بوده و چون معنا معلوم و مشخّص است و با حذف همزه خللى در آن وارد نمىشود لاجرم همزه ساقط گرديده.
قوله: سواء علينا اجزعنا ام صبرنا: آيه (٢١) از سوره ابراهيم.
قوله: سواء عليم ادعوتموهم الخ: آيه (١٩٣) از سوره اعراف.
قوله: بان طلب بها و بام: ضمير در « بها » به همزه راجع است.
قوله: و ان ادرى أقريب الخ: آيه (١٠٩) از سوره انبياء.
قوله: ءانتم اشدّ خلقا الخ: آيه (٢٧) از سوره النازعات.
قوله: أقريب ممّا توعدون ام يجعل: آيه (٢٥) از سوره جنّ.
متن: «٥٥٠»
|
و بانقطاع و بمعنى بل وفت |
إن تك ممّا فيّدت به خلت |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
بانقطاع: جارّ و مجرور، متعلّق به « وفت ».