المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠٥ - فصل مبحث احكام توابع منادى
همان طورى كه مصنّف گفته است براى « اىّ » غير آنچه ذكر شد را اگر بخواهيم صفت بياوريم مقبول واقع نشده و برقائلش ردّ مىكنند.
مصنّف گويد:
و اسم اشاره در نياز داشتن به صفت همچون « اىّ » مىباشد مشروط باينكه نياوردن صفت ما را به اشتباه بياندازد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: همان طورى كه « اىّ » محتاج است به صفتى كه بعدش بطور مرفوع ذكر شود، اسم اشاره نيز به چنين صفتى نيازمند است.
البتّه اين حكم در صورتى است كه ترك صفت موجب اشتباه و مطّلع نشده برقصد متكلّم گردد ولى اگر نياوردن صفت باعث اشتباه نگردد جايز است صفت را بحالت منصوب آورد.
قابل توجّه آنكه صفتى را كه براى اسم اشاره مىآورند تنها كلمهاى است كه محلّى بالف و لام مىباشد و از اين نظر با « اىّ » فرق دارد زيرا صفت « اىّ » همان طورى كه گفتيم غير از كلمه الف و لامدار گاهى اسم موصول و زمانى اسم اشاره نيز مىباشد ولى اينجا چنين نيست.
مصنّف گويد:
و در مثل: يا سعد سعد الاوس لفظ دوّمى منصوب بوده و اوّلى را اگر مضموم يا مفتوح نمائى بصواب رفتهاى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه در هرمثال و عبارتى كه منادى مضاف و مضاف اليه بوده و مضاف تكرار شده باشد دوّمى قطعا منصوب بوده و در اوّلى دو وجه جايز است:
الف: ضمّه.
ب: نصب به فتحه.
مانند: يا سعد سعد الاوس.
و نظير آنچه در قول عبد اللّه بن رواحه انصارى آمده:
|
يا زيد زيد اليعملات الذّبل |
تطاول اللّيل عليك فانزل |
يعنى: اى زيد صاحب شتران قوى و نيكو رفتار و باريكميان طول كشيد برتو شب و گذشت بسيارى از آن، پس فرود آى.