المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥٧ - حكم بعضى از اسماء بملاحظه لزوم اضافه و عدم لزوم اضافه
حكم بعضى از اسماء بملاحظه لزوم اضافه و عدم لزوم اضافه
مخفى نماند كه غالب در اسماء اينست كه هم براى اضافه شدن صلاحيّت داشته و هم براى اضافه نشدن ولى در عين حال برخى از اسماء ممتنع الاضافة هستند همچون:
مضمرات، اسماء اشاره، موصولات، اعلام.
و پارهاى از آنها هميشه اضافه مىشوند:
برخى از اين اسماء لفظا و معنا بكلمه مفرد اضافه ميشوند مانند:
قصارى (نهايت) حمادى (غايت) لدى (نزد) بيد (غير) سوى (غير) عند (نزد) ذى (صاحب) اولى (صاحبان).
و برخى ديگر معنا اضافه شده ولى در لفظ منقطع و مفرد از اضافه ذكر ميشوند نظير:
كلّ: چنانچه در فرموده حقتعالى آمده:
و انّ كلّا لمّا ليوفّينّهم ( بدرستيكه حقتعالى تمام را بجزاى نيك و بد خواهد رساند).
و بعض: مانند آنچه در كلام حقتعالى وارد شده:
فضّلنا بعضهم على بعض ( برترى داديم برخى را بربعضى ديگر).
و اىّ همچون:
أيّا ما تدعو ( هرآنچه را كه بخوانيد ...).
در مثال اوّل كلمه « كلّا » در معنا « كلّهم » بوده و در مثال دوّم « على بعض» على بعضهم مىباشد و در مثال سوّم « ايّا » اىّ اسم مىباشد اگرچه در لفظ منقطع از اضافه آمده است.
قوله: لما به اتّحد: ضمير در « به » به ما و در « اتّحد » به اسم راجع است.
قوله: و اوّل موهما ذلك: مشار اليه « ذلك » اضافه اسم بآنچه كه با آن متّحد است مىباشد.
قوله: للاضافة و الافراد: كلمه « افراد » بكسر همزه در مقابل اضافه است.
قوله: قد يلزمها: ضمير مؤنّث به اضافه راجع است.
قوله: يأتى لفظا مفرد عنها: يعنى منقطعا عن الاضافة.
قوله: و انّ كلّا لمّا ليوفّينهم: آيه (١١١) از سوره هود.