المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٠ - مبحث اعمال اسم فاعل
باشد همچون:
انا ضارب عمرو.
شارح گويد:
مراد مصنّف از عبارت دوّم اينست كه:
وصف وقتى به مفعول اضافه شد و آنرا جرّ داد نسبت به مفاعيل ديگر مقتضى نصب بوده و جايز است آنها را نصب دهد و خلاصه آنكه اگر فعل دو مفعولى باشد وصف نيز دو مفعول گرفته و هردو را نصب مىدهد و چنانچه فعل سه مفعولى باشد وصف نيز هرسه را نصب مىدهد منتهى اگر بيكى اضافه شد و آنرا بواسطه اضافه جرّ داد بقيّه را نصب مىدهد.
مثال وصفى كه هردو مفعول را نصب داده همچون:
انت كاس خالدا ثوبا (تو به خالد جامه پوشاننده هستى).
شاهد در « كاس » است كه اسم فاعل بوده و چون « كسى، يكسى» دو مفعولى است اسم فاعلش نيز دو مفعول گرفته و هردو را يعنى (خالد) و (ثوبا) را منصوب نموده است.
و مثال وصفى كه بيكى از مفاعيل اضافه شده و ديگر از مفاعيل را نصب داده نظير:
انت معلّم العلاء عمروا مرشدا الآن او غدا (تو نشاندهنده هستى به علاء عمرو را كه مرشد است الآن يا فردا).
شاهد در « معلّم » است كه چون فعلش يعنى اعلم سه مفعولى است سه مفعول گرفته و پس از اضافه شدن باوّلى و مجرور ساختن آن يعنى « العلاء » دو مفعول ديگر را نصب داده است.
تنبيه
سپس شارح گويد:
بقيد « ذى الاعمال» كه در متن آمده وصفى كه به معناى ماضى است خارج گشت چه آنكه وصف به معناى ماضى صاحب عمل نبوده لذا حكم مذكور درباره آن جارى نيست بلكه لازم است كلمه بعد از آن مجرور آمده و الفاظ ديگر را مىبايد بفعل مقدّر منصوب نمود مثلا اگر گفتيم: