المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧١ - اذا و حكم آن
در اين مثال چنانچه ملاحظه مىكنيم « اذا » بجمله فعليّه يعنى « اعتلا » اضافه شده.
ولى اخفش و كوفيّون اجازه دادهاند بعد از « اذا » مبتداء قرار گيرد يعنى اضافه آن بجمله اسميّه را تجويز كردهاند.
امّا در كلمات فصحاء و اهل لسان چنين شنيده نشده لذا به كلام ايشان اعتمادى نيست.
سؤال
برصدق گفته اخفش و اهل كوفه شاهدى داريم و آن آيه شريفه:
اذا السماء انشقّت ( زمانيكه آسمان شكافته شود) مىباشد چه آنكه در اين آيه شريفه اذا برسر مبتداء يعنى « السّماء » درآمده.
جواب
شارح گويد:
اين آيه شريفه شاهد برصدق گفته ايشان نيست زيرا اين آيه شريفه از باب آيه شريفه:
و ان احد من المشركين استجارك ( و هرگاه يكى از مشركين بتو پناه آورد ...) مىباشد يعنى همان طورى كه « ان » شرطيّه برسر فعل بايد در آيد و در اين آيه كه براسم داخل شده بين آن و اسم فعلى بقرينه استجارك در تقدير بوده عينا در آيه شريفه و اذا السماء انشقّت بين « اذا » و « السماء » بقرينه « انشقّت » فعل « انشقّت » مقدّر مىباشد و بدين ترتيب « اذا » برفعل داخل شده است.
سؤال ديگر
بفرض آيه شريفه شاهد برصدق گفته اهل كوفه و اخفش نباشد ولى غير از آيه شاهد ديگرى وجود دارد و آن قول فرزدق است كه گفته:
|
اذا باهلى تحته حنظليّة |
له ولد منها فذاك المذرّع |
يعنى: هرگاه مرد منسوب بقبيله باهله زن حنظليّهاى را در اختيار داشته كه از او فرزندى به هم رسيده باشد پس شرافت و نجانب بچه از طرف مادر بيشتر مىباشد.
در اين بيت همان طورى كه مشاهده مىكنيم كلمه « اذا » برسر مبتداء يعنى « باهلى » داخل شده و اين معنا گفته اخفش و اهل كوفه را تصديق مىكند.