المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٩٧ - پارهاى از وجوه اختلاف بين اسم فاعل و صفت مشبهه
ضمير مؤنّث در « بها » به صفة راجع است.
مصنّف گويد:
و نيز بواسطه صفت رفع و نصب و جرّ بده كلمهاى را كه متّصل بآن است اعمّ از آنكه كلمه مزبور مضاف بوده يا مجرّد از آن باشد.
مؤلّف گويد:
قبلا شش حالت از حالات صفت مشبهه با معمولش را ذكر نموديم اينك شارح و مصنّف به ذكر بقيّه حالات پرداخته كه شرح آن چنين است:
شارح گويد:
منظور از كلمه « مضافا » اينست كه:
عمل رفع و نصب و جرّ براى صفت مشبهه الف لامدار و خالى از آن نسبت به معمولى كه مضاف است ثابت مىباشد.
معمول مضاف از چهار حال خارج نيست:
الف: آنكه به كلمه الف و لامدار اضافه شده باشد.
ب: آنكه به ضمير اضافه شده باشد.
ج: آنكه به كلمهاى اضافه شده باشد كه آن كلمه به ضمير اضافه شده باشد.
د: آنكه مضاف اليه معمول نه الف و لام داشته و نه به ضمير اضافه شده باشد.
امثله حالات مذكور
مثال اوّل همچون:
٧- رأيت الرّجل الحسن وجه الاب.
( ديدم آن مرد را كه روى پدرش نيكو بود).
در اين مثال صفت الف و لام داشته و معمولش يعنى « وجه » كه مرفوع است به الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه گرديده.
٨- رأيت الرجل الحسن وجه الاب.
در اين مثال صفت الف و لام داشته و معمولش يعنى « وجه » كه منصوب است به الف و لامدار يعنى « الاب » اضافه گرديده.
٩- رأيت الرجل الحسن وجه الاب.
در اين مثال صفت الف و لام داشته و معمولش يعنى « وجه » كه مجرور است به