المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٨٣ - حكم صفت با موصوف
خبريّت مرفوع مىخوانيم و يا فعلى كه ناصب است را مقدّر گرفته و آنرا مفعولش قرار مىدهيم.
البتّه هيچ كدام از ايندو يعنى مبتداء و ناصب ابدا در كلام ظاهر نمىشوند مانند:
الحمد للّه الحميد (جنس حمد مختصّ به خداوند است، او حميد و ستوده مىباشد).
در اين مثال كلمه « الحميد » كه قبلا نعت براى « للّه » بوده و مجرور خوانده مىشد از صفت بودن قطع گرديده و مرفوع خوانده شده تا خبر براى مبتداء محذوف باشد يعنى: هو الحميد.
و نظير:
و امرأته حمّالة الحطب ( زن او، باركش هيزم بود).
در اين آيه شريفه « حمّالة الحطب» قبلا صفت براى « امرأته » بوده و سپس از صفت بودن قطع شده و منصوب قرائت گرديده تا مفعول براى فعل مقدّر يعنى « اذمّ » باشد.
مصنّف گويد:
هركدام از موصوف و صفت كه معلوم باشند خذفشان جايز است.
شارح گويد:
مانند: و عندهم قاصرات الطّرف ( در بزم حضورشان حوران زيباچشمى بوده كه به غير شوهر خود به هيچكس نمىنگرند).
در اين آيه شريفه موصوف كه « الحوران » باشد حذف شده زيرا بدون آوردن معلوم و مشخص است.
و نظير:
فلم اعط شيئا و لم امنع (پس چيزى نافع به من داده نشد و از چيزى منع نشدم).
شاهد در حذف صفت است و تقدير: فلم اعط شيئا طائلا مىباشد.
مصنّف گويد:
ولى حذف نعت كم و نادر است.
شارح گويد:
بخلاف حذف منعوت كه كثير و فراوان مىباشد.
قوله: و لا يكون النّعت حينئذ: كلمه « حينئذ » يعنى حين يكون المنعوت مثنى او مجموعا.