ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٢٣ - شرح
در دنيا مالى ندارند تا از آن طريق خواسته خود را به دست آورند، و با صرف مال از اعمال ضرورى و لازم پاسدارى كنند، در اين صورت برپايى دنيا بدون اين چهار چيز ميسّر نخواهد بود.
البته امام (ع) در باره فقير، شرط كرد بر اين كه آخرتش را به دنيا نفروشد، زيرا فروشنده آخرت به دنيا ستمگر و بيرون از مرز عدالت است، بنا بر اين دنيا بدو استوار نگشته و او شايستگى آباد ساختن دنيا را ندارد.
(٨٤٠٦٥- ٨٤٠٤٩) و آنگهى امام (ع) پس از اين كه اركان دنيا را بيان كرد، اشاره به پيامد فاسد ضدّ آنها فرموده با عبارت: فاذا ضيع ... بدنياه از آن برحذر داشت، زيرا كه تباه ساختن علم باعث استفاده نبردن از آن است، و ننگ داشتن نادان از آموختن به دليل بدبينىاش به دانش و دانشمند- به دليل اين كه او معتقد است كه اينان علم را ضايع مىكنند و مطابق ميل او عمل نمىكنند- بر ناآگاهى خود بر فايده دانش باقى مىماند. و بخل ورزيدن مالدار از احسان، باعث سود نبردن از مال است، و لازمه آن بالا گرفتن نياز فقير و فروختن آخرت خود به دنياست و آن مستلزم فساد است كه با مصلحت دنيا و آخرت وى ناسازگار است (٨٤٠٩٨- ٨٤٠٦٦) سپس اشاره بر اين مطلب فرموده است كه لازمه فزونى نعمت خدا بر بنده، افزايش درخواستهاى مردم به اوست، تا براى صاحب نعمت روشن شود كه سپاس نعمت و اقدام بر احسان به نيازمندان در حدّ لازم، براى رضاى خدا امر واجبى است.
در اين باره نيز با بيان اين كه لازمه احسان پايدار ساختن نعمت است و بدين وسيله بنده نعمت الهى را براى خود هميشگى مىسازد و فزونى مىدهد، به ترغيب و تشويق پرداخته است. و با بيان اين كه اقدام نكردن به واجبات، باعث به نيستى كشاندن نعمت است، از آن برحذر داشته است.