ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠ - شرح
شر، و آسايشى كه جز با دشوارى به دست نيايد، حسنى ندارد و خير به شمار نمىآيد. و مقصود امام (ع) از آن خير و آسايش، چيزى است كه با تن دادن به پستيها در پى آن است، و انسان بدان وسيله- مثل ثروت و مانند آن- برده ديگرى شود. و مقصود از شرّ و دشوارى مقرون به شرّ، حالاتى مانند ريختن آبرو، در مقام درخواست از ديگران، و تن به ذلّت دادن و از اين قبيل پستيهاست. اين عبارت نيز به منزله صغراى قياس است و كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چيزى كه خيرى نداشته باشد، سزاوار نيست كه انسان در پى آن رود و به خاطر آن طوق بردگى ديگران را به گردن اندازد.
(٦٢٠٩١- ٦٢٠٨٢) ششم: او را از حرص و آز بر حذر داشته است، و كلمه مطايا (مركبهاى سوارى) را استعاره از قوايى آورده است كه همچون قوه: وهم، خيال، شهوت و غضب او را به سمت بدى مىكشند و وجه شبه: چنان كه اين قوا چون مركبى سركش نفس عاقله او را حمل مىكنند به سمت خواستهها و آنچه را كه وى از متاع دنيا دل بدان بسته است، مىبرد. همچنان كه مركبهاى سوارى، شخص سوار را به مقصدش مىرسانند، و همين طور، صفت وجيف استعاره است از سرعت گردن نهادن وى به واسطه آن قوا، به امور پست و ناروا.
در جمله فتوردك مناهل الهلكة، كلمه مناهل (آبشخورها) استعاره است از موارد هلاكت در عالم آخرت- مانند منازل و طبقات جهنّم- و وجه شبه بودن آن موارد، اينست كه نوشيدنى اهل دوزخ مهلك است چنان كه خداوند متعال فرموده است: فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ [١] فاء، در جواب نهيى است كه از تحذير مورد ذكر استفاده مىشود، و اين عبارت به منزله قضيّه شرطيه متّصله و صغراى قياس مضمر است، در حقيقت
[١] سوره واقعه (٥٦) آيات (٥٤- ٥٥) يعنى: آن گاه همه از آب گرم جهنم مىآشامند، همان طورى كه شتران تشنه آب مىآشامند شما آن آب را از تشنگى مىآشاميد.