ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٦ - شرح
اوّل: گردش دين بر محور كمال نفس انسانى به وسيله حكمت است و كمال قوه شهوانى مربوط به داشتن عفّت كمال و قوّه غضبى به داشتن شجاعت است. و از طرفى چون فروتنى در برابر ثروتمند از نظر ثروتمندىاش باعث علاقه زياد به دنيا و بيرون شدن از فضيلت عفّت به جانب تبهكارى مىشود به حدّى كه گويى او جز خدا را مىپرستد، و همچنين مستلزم بيرون شدن از دايره حكمتى كه اقتضاى آن قرار دادن هر چيزى به جاى خود است، مىباشد، در حالى كه آن فضيلت نفس ناطقه به شمار مىرود، بنا بر اين بيرون رفتن از اين دو فضيلت به منزله بيرون رفتن از دو سوّم دين است.
دوم: دين عبارت از عقيده قلبى، اقرار به زبان و عمل به اعضا و جوارح است. كسى كه در برابر توانگرى- به خاطر توانگرىاش- كرنش مىكند، يعنى به زبان، مدح و ثناى او را مىگويد، و اعضا و جوارحش به جاى بندگى و سپاس خدا در اطاعت اوست، به اين ترتيب دو سوم دينش را باطل كرده است. بعضى گفتهاند، چون فروتنى براى توانگر به خاطر توانگرىاش برخاسته از علاقه به دنياست و دلبستگى به دنيا اساس همه خطاهاست، به اين دليل، امام (ع) عبارت: ثلثين را در اينجا به صورت مجاز- از باب اطلاق ملزوم به نام لازم- براى اكثر به كار برده است.
(٧٩٣٣٦- ٧٩٣٢٣) ٤- تلاوت قرآن با ورود در آتش جهنّم مستلزم آن باشد كه قارى قرآن از جمله كسانى بوده است كه قرآن را به استهزاء مىگرفته است. توضيح آن كه خواندن قرآن براى خدا از روى اخلاص، و مطابق آن رفتار كردن، باعث ورود به بهشت است بنا بر اين وارد نشدن به بهشت و ورود به آتش جهنّم لازمه اخلاص نداشتن در تلاوت قرآن و عمل نكردن بر طبق آن است، و در اين صورت تلاوت قرآن به منزله استهزاى آيات الهى است، زيرا كسى كه قرآن را مسخره مىكند، در حقيقت چيزى را مىگويد كه به آن عقيده ندارد و عمل نمىكند، به اين ترتيب