ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٣ - شرح
چنين است: آنچه از مال دنيا باعث اصلاح آرامگاه ابدىات گردد، همان است كه براى تو مىماند، و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر مقدارى كه از دنيا براى تو مىماند شايسته است كه توجّه به بهرهبردارى از آن داشته باشى، و احتمال مىرود كه اين جمله تذكّرى باشد در مورد مطلب قبلى يعنى دخالت ثروت در اصلاح خانه آخرت، به وسيله همان مالى كه در اين جا مورد نظر است.
(٦٢٥٧٣- ٦٢٥٥٨) چهارم: او را متوجّه تأسّف نخوردن و بىتابى نكردن به خاطر مالى كه از دست داده، به وسيله يك قياس استثنايى فرموده است با اين عبارت: فان جزعت (اگر بىتابى كنى)، تا كلمه اليك و توضيح ملازمه و شرطى بودن آن است كه هر چه از دستش رفته است مانند آنچه كه به دست نياورده، روزى او نبوده و قضاى الهى بر اين كه مال او شود تعلّق نگرفته است.
(٦٢٥٨٤- ٦٢٥٧٤) پنجم: او را مأمور كرده است تا با مقايسه كردن آنچه از امور و احوال و دگرگونيهاى دنيا كه اتّفاق نيفتاده است با آنچه پيش آمده و اتّفاق افتاده است استدلال كند، توضيح اين كه خويشتن و آنچه را كه از متاع دنيا علاقه دارد با گذشتگان و متاع دنيايى مورد علاقهشان مقايسه كند، خود را مثل آنها خواهد ديد آن گاه به همسانى خود با آنها يعنى دگرگونى و ناپايدارى حكم خواهد كرد، و اين عبرت، خود باعث بىميلى نسبت به دنيا و متاع دنيايى خواهد شد. و او را به امكان چنين مقايسهاى به وسيله قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن عبارت: زيرا امور همسانند و كبراى آن نيز چنين است: و هر چه كه همسان باشد، مقايسه قسمتى با قسمت ديگر امكان پذير است، گويى چنين گفتهاند:
هرگاه مايلى كه دنياى پس از خود را مشاهده كنى به دنياى پس از ديگران نگاه كن.
(٦٢٦٠٦- ٦٢٥٨٥) ششم: او را برحذر داشته است از اين كه مبادا از جمله كسانى باشد كه چون پندشان دهند، بهره نگيرند، مگر نصيحت و سرزنش با آزار و اذيت همراه