ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨١ - شرح
به برخى از مشكلات و نيازمنديهايش دست يافته است. و رفتن در پى آنچه كه در آن مدّت امكان ندارد و آرمانهايى را كه مقدّمات رسيدن به آنها فراهم نيست، بسا كه باعث دگرگونى روزگار شده و جلوگيرى از انجام كارهاى ممكن گردد.
چنان كه رام بودن [مركب] و بر وفق مراد بودن لازمهاش سوارى بر پشت او و تسليم بودن آن است، در حالى كه اگر افزون طلبى كند و بر او سخت بگيرد، امكان آن را دارد كه سركشى و از صاحبش فرار كند.
كلمه الذّلة استعاره است براى آرامش و امكان دست يافتن به هدف در آن بخش از زمان، و مقصود از آسان گرفتن روزگار، همگامى با او به مقدار گنجايش روزگار، بدون سختگيرى و خشم گرفتن بر اوست، زيرا آن براى انسان رنجى بىفايده است، و به نظير اين مطلب شاعر اشاره دارد: هرگاه روزگار زمام خود را به تو سپرد، آن را به آرامى حركت ده، و سخت نگير كه سركش و چموش خواهد شد.
(٦٢٣١٨- ٦٢٣١٢) سى و ششم: او را بر حذر مىدارد از اين كه به شوق سود، همه بود و وجود خود را به خطر اندازد، زيرا ممكن است به جايى برود كه بر نگردد يعنى سرمايه و جانش را نيز از دست بدهد، اين سخن حمل بر آن صورت مىشود كه انسان- با شك نسبت به در امان ماندن- موجودى خود را به خطر اندازد، امّا با ظنّ و اميد به سلامت، خطر محسوب نمىشود. نظير آن است اين سخن بزرگان: هر كس زياده طلب باشد، اصل سرمايه را از كف بدهد.
(٦٢٣٢٥- ٦٢٣١٩) سى و هفتم: او را نسبت به لجاجت و پافشارى در پى كارى كه وصول به آن دشوار است، هشدار داده، و با استعاره آوردن لفظ مركب چموش براى آن، وى را بر حذر داشته است، و جهت شباهت همان است كه لجاجت انسان را همچون مركب چموش به سرانجامى ناپسند مىكشاند.
(٦٢٣٨٢- ٦٢٣٢٦) سى و هشتم: و به او امر كرده است كه خود را ملزم كند تا در مقابل