ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨٤ - ترجمه
را بر عهده گرفت و دين را استوار ساخت. پس از او حاكمى، فرمانرواى مردم شد كه امور زندگى و دينى مردم را برپا داشت و با اين كه دو صفت كجروى و ناتوانى را داشت، سرانجام چون شترى كه جلو گردن خود را بر زمين مىنهد، توانست بر كار خود مستقر گردد و آن گاه سومى را جايگزين كردند كه به هيچ وجه مالك نفس خود نبود، و خويشاوندانش بر او غالب شدند و او را به سمت خواستههاى خود كشاندند، چنان كه نوزاد گرسنه شتر به دنبال مادر مىدود، و پيوسته كار بين او و مردم گاهى دور و گاهى نزديك مىشد، تا اين كه بر او تاختند و او را از پاى در آوردند، سپس به قصد بيعت با من همچون هجوم ملخها رو آوردند. خطبه طولانى است. جران: جلو گردن شتر. ضربه بجرانه، به صورت وصف مستعار، كنايه از آرامش و پابرجايى اسلام است همان طورى كه شتر بر زمين مىخوابد و آرام مىگيرد.
(٣٤٤٠) ٤٤٠- امام (ع) فرمود:
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ- يَعَضُّ الْمُوسِرُ فِيهِ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ- وَ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَلِكَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ- وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ- تَنْهَدُ فِيهِ الْأَشْرَارُ وَ تُسْتَذَلُّ الْأَخْيَارُ- وَ يُبَايِعُ الْمُضْطَرُّونَ- وَ قَدْ نَهَى؟ رَسُولُ اللَّهِ ص؟
عَنْ بَيْعِ الْمُضْطَرِّينَ (٨٦٧٤٨- ٨٦٧٠٧)
[لغت]
(تنهد): گردنفرازى و كبر ورزيدند.
[ترجمه]
«روزگارى بر مردم بيايد بسيار دشوار، كه در آن زمان مالدار بر آنچه در دست دارد، سختگير و بخيل باشد، در حالى كه بر اين مأمور نشده. خداوند سبحان مىفرمايد: «و لا تنسوا الفضل بينكم. يعنى احسان و فضل خدا را ما بين خودتان فراموش نكنيد.» در آن روزگار، بدكاران گردنفرازى كنند، و نيكوكاران خوار شوند و با درماندگان معامله كنند، در حالى كه پيامبر خدا (ص) از معامله با درماندگان نهى فرموده است.»