ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٣ - شرح
١- آنان به باطن و حقيقت دنيا و هدف حكمت الهى از پيدايش دنيا مىنگرند و در نتيجه مطابق آگاهى خود عمل مىكنند، در موقعى كه مردم به ظاهر آن يعنى به آرايش و اندوختههاى دنيا توجّه دارند.
(٨٥٩٤٢- ٨٥٩٣٦) ٢- و به پايان دنيا مشغولند يعنى آنچه را كه خداوند مقابل چشمشان، به عنوان هدف اصلى و نتيجه آمادگى از دنيا قرار داده است كه همان اجر و مزد و خوشنودى خدا مىباشد، آن گاه كه مردم به وضع حاضر و لذّات موجود دنيا سرگرمند.
(٨٥٩٤٨- ٨٥٩٤٣) ٣- آنچه را كه از دنيا ممكن بود باعث نابودى آنها شود، آنها نابود ساختهاند، يعنى نفس امّارهاى را كه مىترسيدند بر آنها غلبه كرده و بر عقلشان چيره شود و در نتيجه باعث مرگ و نابودى آنها در آخرت گردد. و احتمال دارد كه مقصود- به صورت استعاره- همان اندوختههاى دنيا باشد كه باعث نابودى انسان مىگردند، و گويى از آن جهت كه آنان دنيا را ترك كرده و به آن توجّهى ندارند، دنيا در نزد آنها مرده و فراموش شده است.
(٨٥٩٥٥- ٨٥٩٤٩) ٤- و ترك مىكنند از دنيا آنچه را كه مىدانند سرانجام آنها را ترك خواهد كرد، يعنى همان زيب و زيور دنيا كه با مردن ايشان آنها را ترك خواهد گفت. من در هر دو مورد براى بيان جنس است.
(٨٥٩٦٥- ٨٥٩٥٦) ٥- بهره فراوان ديگران را از دنيا كم بهرگى، و دريافت آنها را از دنيا، از دست دادن مىدانند، يعنى كم بهرگى از خير آخرت و از دست دادن آن، از آن رو كه دريافت دنيا و بهره زياد از آن چنين نتيجهاى را دارد.
(٨٥٩٧٤- ٨٥٩٦٦) ٦- با آنچه مردم سازش دارند، يعنى با دنيا، دشمن، و با آنچه مردم آن را دشمن مىدارند يعنى آخرت، در صلح و سازشند.
(٨٥٩٨٠- ٨٥٩٧٥) ٧ و ٨- به وسيله ايشان كتاب دانسته شد، چون ايشان كتاب را پاسدارى و تفقّه مىكنند و به ديگران مىآموزند، و به وسيله كتاب ايشان شناخته شدند به