ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٩ - شرح
[لغت]
(اغمار جمع غمر): نادانان
[ترجمه]
«فريب مىدهد، و زيان مىرساند و تلخ مىگرداند و خداوند پاك نپسنديد كه دنيا را پاداش دوستان و كيفر دشمنان خود قرار دهد، و اهل دنيا مانند مسافرانى هستند كه تا در منزل فرود آيند ناگهان جلودارشان فرياد «بار كنيد» برآورد و آنان بىدرنگ كوچ كنند».
[شرح]
(٨٥٢٩٣- ٨٥٢٨٩) امام (ع) از دنيا به وسيله سه قياس مضمر برحذر داشته است:
١- دنيا زيان مىرساند يعنى با غم و اندوهش. و فريب مىدهد، يعنى با آرايش و زينتش. و تلخ مىگرداند، يعنى با فراق و جدايىاش. زيرا كه طبع دنيا چنين است. صفت امرار يعنى تلخ كردن را براى دنيا از آن رو استعاره آورده است كه جدايى دنيا همانند تلخى باعث بىتابى و اندوه است، و بعضى، تمرّ به فتح تا روايت كردهاند به معنى تذهب [يعنى: گذر است].
(٨٥٣٠٤- ٨٥٢٩٤) ٢- عبارت: إنّ اللّه ... لاعدائه، از آن رو آمده كه اگر خداوند دنيا را پسنديده بود، بايد آن را به دوستان خود مىداد، و دشمنانش را از آن محروم مىساخت.
(٨٥٣١٧- ٨٥٣٠٥) ٣- سوّمين قياس مضمر در عبارت: و إنّ اهل الدّنيا ... است و جمله بيناهم ... به منزله صفتى است براى ركب. يعنى همچون كاروانى كه چنين و چنان است، و جهت تشبيه به كاروان و مسافران آن است كه مانند كوچ مسافران، آنان نيز بايد از دنيا بزودى كوچ كنند. و كبراى مقدّر در هر دو قياس مضمر نخستين چنين است: و هر چه اين طور باشد، سزاوار است كه از آن اجتناب كرد و نبايد در جستن آن كوشيد.
و كبراى مقدّر قياس سوّم نيز چنين است: و هر چه آن طور باشد شايسته است كه انسان در آن براى كوچ و سفر آماده گردد.