ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٧ - شرح
[شرح]
(٨٥٢٢٠- ٨٥٢١٨) كلمه رئيس را براى تقوا استعاره آورده است از آن رو كه تقوا در جلب خوشنودى خدا و سعادت هميشگى از همه صفات بالاتر است و هيچ يك از اخلاق بتنهايى نمىتواند جلب رضاى خدا و سعادت دائمى را موجب شود.
(٣٣٨٧) ٣٨٧- امام (ع) فرمود:
لَا تَجْعَلَنَّ ذَرَبَ لِسَانِكَ عَلَى مَنْ أَنْطَقَكَ- وَ بَلَاغَةَ قَوْلِكَ عَلَى مَنْ سَدَّدَكَ (٨٥٢٣٦- ٨٥٢٢٤)
[ترجمه]
«دم تيز زبانت را به سوى كسى كه تو را گويا كرده، و بلاغت گفتارت را به زيان آن كه تو را به راه راست هدايت كرده است به كار مگير.»
[شرح]
(٨٥٢٣٦- ٨٥٢٢٤) ذرب اللّسان: تيزى زبان. اين يك جمله ادبى است كه به منزله ضرب المثلى براى آن كسى است كه از انسان علمى و فايدهاى به دست مىآورد، و بعد از همان حربه به زيان وى استفاده مىكند مثل كسى كه فصاحت را از شخص آموخته، و بعد با وى در فصاحت به مقابله برخيزد.
(٣٣٨٨) ٣٨٨- امام (ع) فرمود:
كَفَاكَ أَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنَابُ مَا تَكْرَهُهُ مِنْ غَيْرِكَ (٨٥٢٤٧- ٨٥٢٤٠)
[ترجمه]
«همين قدر در ادب و آراستگى تو بس كه از آنچه براى ديگران بد مىدانى، دورى كنى».
[شرح]
(٨٥٢٤٧- ٨٥٢٤٠) مقصود امام، از آنچه از ديگران بد مىداند، همان خصلتهاى پستى است كه از هر كسى، چه از ديگران، و چه از خود او، وقتى كه ناروا بودن آن قطعى باشد، ناپسند است، و به همين دليل وقتى كه آن را به او نسبت دهند، برخورد مىكند، جز اين كه پارهاى از خصلتهاى ناروا بر دارندگان آنها پوشيده است،