ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٨ - شرح
امام (ع) آنان را در آغاز كتاب با اين عبارت توصيف كرد: «بدترين مردم در نزد خدا دو گروهند ...» [١] و در فصل ديگرى در مذمّت آنان فرمود: «براى اختلاف مردم در نظرات دنيا، مطلب به يكى از ايشان باز مىگردد ...» [٢] بديهى است كه ايشان و نظاير ايشان بدترين مردم روى زمينند از آن جهت كه اينان ريشه فتنه و فساد در دينند و تمام خطاهاى مردم به آنها بر مىگردد، زيرا كه مردم از آنها نيرو و راهنمايى مىگيرند، و هر كس چنين باشد آماده فتنهاى است كه شخص بردبار و عاقل سرگردان مىماند. بعضى به جاى حليم، حكيم نقل كردهاند. و هنگامى كه شخصى چون امام (ع) از خداوند طلب بخشش از لغزش غفلت مىكند پس بر ما پيروى از او واجب است ما نيز مىگوييم: بار خدايا ما را از لغزش غفلت بازدار!
(٣٣٥١) ٣٥١- نقل كردهاند كه كمتر اتّفاق مىافتاد كه امام (ع) روى منبر بنشيند، مگر اين كه پيش از خطبه خواندن مىفرمود:
أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ- فَمَا خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثاً فَيَلْهُوَ- وَ لَا تُرِكَ سُدًى فَيَلْغُوَ- وَ مَا دُنْيَاهُ الَّتِي تَحَسَّنَتْ لَهُ بِخَلَفٍ- مِنَ الْآخِرَةِ الَّتِي قَبَّحَهَا سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ- وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِأَعْلَى هِمَّتِهِ- كَالْآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِأَدْنَى سُهْمَتِهِ (٨٣٩٣٧- ٨٣٨٩٤)
[لغات]
(سدى): مهمل، بيهوده (سهمه): بهره، نصيب
[شرح]
«اى مردم از خدا بترسيد كه هيچ كس را بيهوده نيافريدهاند تا سرگرم بازيچه شود، خودسر رها نشده تا كار ناروا كند، و دنيايى كه خود را براى او آراسته چنين نيست كه جايگزين آخرت شود كه در نگرش بدان، بد جلوه داده است و هيچ مغرور و فريب خورده دنيا در بالاترين حد كوشش خود نتوانسته از دنيا به پيروزى
[١] انّ ابغض الخلايق إلى اللّه رجلان ...
[٢] لإختلاف النّاس في الفتيا: ترد على احدهم القضيّة ...