ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٤ - شرح
چرا گاهى كه رفتن از آنجا سودمندتر از ماندن در آن جاست، و اندك خوراكى آن پاكيزهتر از دارايى آن است، و براى هر كه دارايى زياد در دنيا جمع كند، تنگدستى مقرر شده، و هر كه بىنياز از آن باشد، كمك به آسايش او شده است و چشمان كسى را كه زينت دنيا خيرهاش كرده كور مادر زاد ساخته است و هر كس دوستى آن را پيشه كند، خاطرش را پريشان سازد، كه آن پريشانيها اعماق قلبش را بيازارد، هدفى او را به حدى غمگين سازد كه راه خشم او را گرفته، و او را در بيابانى اندازد در حالى كه رگهاى دلش قطع شده و بر خدا نابودىاش و بر يارانش انداختن او آسان مىباشد. مؤمن با چشم عبرت به دنيا مىنگرد، و به اندازه نيازمندى شكم، غذا به دست مىآورد، و با گوش خشم و دشمنى مىشنود، اگر گفته شود كه فلانى بىنياز شد، گفته مىشود فقير شد!! و اگر به هستىاش شاد باشند به نيستىاش غمگين شوند! اين است حال انسان در دنيا، در حالى كه هنوز نيامده است آن روزى كه نااميد مىگردند».
[شرح]
(٨٣٦٨٤- ٨٣٦٧٦) در اين بخش از سخنان امام (ع) دو فايده است:
يكى آن كه امام به وسيله چند چيز از دنيا بر حذر داشته است:
١- كالاى دنيا گياهى خشك و وباآور، يعنى كشنده است، كلمه: «حطام» را براى كالاى دنيا- به دليل زودگذر بودن و بىفايده بودنش- استعاره آورده است، همان طورى كه خداى متعال فرموده است: إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ [١] و وباآور بودنش، مستلزم آن است كه اندوختن و توجه به گرد آوردن آن، باعث هلاكت اخروى شود، و از اين رو امام دستور به دور شدن از آن يعنى از چريدن و يا محل چراندن (دنيا) فرموده است.
(٨٣٦٨٨- ٨٣٦٨٥) ٢- رفتن و كوچ كردن از آنجا مفيدتر از ماندن است، به دليل اين كه لازمه
[١] سوره يونس (١٠) آيه (٢٤) يعنى: براستى مثل زندگانى دنيا به آبى ماند كه از آسمان فرو فرستاديم.