ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٧ - شرح
اميدوار بودند و به آن نرسيدند و همچنين سازندگان بناهايى كه در آن ساكن نشدند، و جمع كنندگان مال كه ناگزير آن را ترك كردند، با احتمال اين كه آن را از راه باطل جمع كرده و حق كسى را بازداشته و دچار حرام شده و بار گناه آن را به دوش كشيده و در پيشگاه خداى خود با حسرت و اندوه- به خاطر نافرمانى و كوتاهى از دستور الهى- حاضر شدند، و در نتيجه در دنيا به دليل مردن و در آخرت به خاطر كوتاهى در كسب خير اخروى زيان بردند و اين زيان، زيانى آشكار است.
(٣٣٢٦) ٣٢٦- امام (ع) فرمود:
مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي (٨٣١٣٩- ٨٣١٣٦)
[ترجمه]
«ناتوانى بر گناه، نوعى عصمت و دورى از گناه است».
[شرح]
(٨٣١٣٩- ٨٣١٣٦) يعنى از جمله وسايل عصمت و بازدارنده گناه آن است كه انسان خود را به ترك گناه عادت دهد وقتى كه دسترسى به گناه ندارد تا اين حالت براى او به صورت ملكهاى در آيد و مقصود از عصمت همين است.
(٣٣٢٧) ٣٢٧- امام (ع) فرمود:
مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤَالُ- فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ (٨٣١٥١- ٨٣١٤٣)
[ترجمه]
«آبروى تو روان نيست، درخواست از ديگران آن را فرو مىچكاند، پس بنگر تا نزد چه كسى آن را فرو مىچكانى».
[شرح]
(٨٣١٥١- ٨٣١٤٣) امام (ع)، آبرو را استعاره براى حيا و نورانيّت آن در سيماى انسانى آورده است كه با پرسش سائل از سيمايش رخت بر مىبندد، و با عبارت جمود و چكيدن ترشيح به كار برده است. و احتمال دارد كه كنايه از عرقى باشد كه موقع