ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٠ - شرح
صدرا و نفسا هر دو تميزند.
٥- از گردنفرازى بيزار است. چون اين صفت مانند خودبينى و خودپسندى ريشه تمام پستيهاست. و همچنين دشمنىاش با رياكارى به خاطر دورى از اين صفت ناپسند است.
٦- غم طولانىاش به خاطر نگرش مداوم بر مرگ و پس از مرگ است كه در پيش روى اوست.
٧- والا همتىاش از آن روست كه والا همّتى و دورى از پستيهاى دنيا و توجه به هدف نهايى يعنى سعادت جاودانه اخروى از ويژگيهاى مؤمن است.
٨- خاموشى بسيار او به خاطر كمال عقلش مىباشد و جز به مقدار نياز و براى گفتن سخنى كه حكمت و مصلحت دارد، دم بر نمىآورد.
٩- اوقات زندگىاش را به عبادت پروردگارش مشغول است.
١٠- سپاسگزار است، يعنى خدا را فراوان سپاس مىگويد.
١١- بردبار است، يعنى در برابر آزمون الهى صبور است.
١٢- در انديشه ملكوت آسمانها و زمين و دريافت آيات خدا و بينشى كه از آنها كسب مىكند، فرو رفته است.
١٣- در دوست شدن با هر كسى امساك مىورزد، از آن رو كه وى براى مراتب دوستى و دوستان ارزش قائل است. و اينان دوستان راستين در راه خدايند، و بسى اندكند، بنا بر اين، دوستى را به دست پيشامدها نمىسپارد و همين طور با هر كسى كه خواهان محبت و دوستى با اوست دوستى نمىكند. و احتمال دارد مقصود آن باشد كه هرگاه كسى را به دوستى گرفت، امساك مىورزد تا مبادا دوستىاش را تباه سازد و يا با دوست خود سهلانگارى كند. و بعضى به فتح خاء روايت كردهاند: الخلّة: حاجت يعنى وقتى كه براى او حاجتى پيش آيد، از اين كه حاجت خويش را از كسى درخواست كند، خوددارى مىورزد.