ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٧ - لغات
قيامت و وعد و عيد است، و حكم چيزهاى ميان مردم، بيان احكام پنجگانه متعلّق به افعال مردم مىباشد. و اين سخن در مورد ستايش قرآن و وادار ساختن مردم بر خواندن و فهميدن قرآن است.
(٣٢٩٨) ٢٩٨- امام (ع) فرمود:
رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ- فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ (٨٢٤٤٢- ٨٢٤٣٢)
[ترجمه]
«سنگ را از جائى كه آمده، به همان جا برگردانيد، زيرا بدى را جز بدى از بين نمىبرد».
[شرح]
(٨٢٤٤٢- ٨٢٤٣٢) سنگ كنايه از بدى است. و بازگرداندن سنگ كنايه از مقابله با بدى، به مانند آن است. امام (ع) در اين گفتار به وسيله قياس مضمرى وادار به مقابله كرده است كه مقدمه صغراى آن عبارت: «فانّ الشّر ...» و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر چه را كه جز به وسيله بدى قابل دفع و قطع نباشد پس بايد بدان وسيله آن را قطع كرد، البتّه اين مطلب كليّت ندارد، زيرا كه خود آن بزرگوار در موارد زيادى به بردبارى امر فرموده است.
(٣٢٩٩) ٢٩٩- امام (ع) به كاتب خود- عبيد الله بن ابى رافع فرمود:
أَلِقْ دَوَاتَكَ وَ أَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِكَ- وَ فَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ وَ قَرْمِطْ بَيْنَ الْحُرُوفِ- فَإِنَّ ذَلِكَ أَجْدَرُ بِصَبَاحَةِ الْخَطِّ (٨٢٤٧٠- ٨٢٤٥٢)
[لغات]
(ابو رافع): خدمتگزار رسول خدا (ص) بود (قرمطة بين الحروف): نزديك كردن ميان حروف (القت الدواة و لقتها): مركّب دوات را اصلاح كرد (صباحة): نيك، زيبايى (جلفة القلم): نوك قلم