ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٢ - شرح
دلاورى و كشندگى زهر مثل مىزنند.
(٨١٨٣١- ٨١٨٢٦) ٦- وى برهانى اقامه نمىكرد تا اين كه نزد داور مىآمد، و اين مربوط به فضيلت عدالت است، در اين كه هر چيزى را در جاى خود به كار مىبرد.
(٨١٨٤٥- ٨١٨٣٢) ٧- كسى را به خاطر عملى كه امكان عذرى در آن بود، سرزنش نمىكرد، مگر پس از اين كه به عذر آوردن او گوش فرا مىداد، پس اگر عذرى داشت مىپذيرفت. و اين هم از لوازم عدل و داد، و فضيلت پايدارى و تحمّل سختى است.
(٨١٨٥٣- ٨١٨٤٦) ٨- وى به خاطر تسليم بودنش به حكم الهى و تن دادن به رضاى پروردگار، از بيماريى كه بر او عارض مىشد، گله نمىكرد، بلكه شايد آن را پس از بهبودى، به عنوان خبر و نه شكوه به ديگران نقل مىكرد، او بيمارى خود را از ديگران پنهان مىداشت تا باعث زحمت مردم نشود كه او را عيادت كنند و به زحمت بيفتند.
(٨١٨٦٤- ٨١٨٥٤) ٩- گفتار و رفتارش مطابق بودند و از دروغ و خلاف دورى مىكرد.
(٨١٨٧٤- ٨١٨٦٥) ١٠- لجاجت، جدال و مشاجره در گفتار نمىكرد، و هر گاه در گفتار مغلوب مىشد سكوت اختيار مىكرد، و اين از فضيلت حكمت است، چون موارد خاموشى و سخن را بخوبى مىدانست، و از جمله فضيلت او، غلبه وى بر خشم خود در وقت مشاجره است.
(٨١٨٨٤- ٨١٨٧٥) ١١- به شنيدن حريصتر بود تا سخن گفتن، چون طرف فايده بردن را بر فايده رساندن ترجيح مىداد، چه اوّلى مهمتر از دوّمى است و آن بخشى از فضيلت حكمت است.
(٨١٩١٣- ٨١٨٨٥) ١٢- و اگر ناگهان دو عمل بدون سابقه از ذهنش مىگذشت، مىانديشيد كه كدام يك شايستهتر است، مثلا ازدواج كردن بهتر است يا نكردن؟ فكر مىكرد:
كدام به هواى نفس و شهوت،- مثل ازدواج- نزديكتر است، پس با آن مخالفت مىكرد.