ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٢ - شرح
[شرح]
(٨٠٢٧٤- ٨٠٢٢٧) مقصود امام (ع) از قحم نابوديهاست زيرا دشمنى و نزاع بيشتر اوقات افراد را دچار رنج و نابودى مىسازد، و جمله قحمة الاعراب يعنى سختى و رنج روستائيان عرب، از اين قبيل است مراد اين است كه خشكسالى آنان را فراگيرد به حدّى كه دارائيهايشان را از بين ببرد، و از چهارپايان جز استخوانى باقى نگذارد، كه معنى نابودى دارايى ايشان همين است. و بعضى به صورت ديگرى گفتهاند: «كه خشكسالى آنان را وادار به رفتن به شهرهاى آباد مىكند، يعنى خشكى بيابان آنها را وادار به آمدن به شهر مىسازد.» اين سخنى است كه سيد رضى- خدايش بيامرزد- گفته است.
مىگويند كه آن حضرت برادر خود را در نزاعى وكالت داد، و فرمود: البتّه در نزاع رنج و نابودى وجود دارد، و براستى كه شيطان باعث به وجود آمدن نزاع و خصومت است.
توضيح آن كه در دشمنى احتمال طغيان آشوب خشمگينانه، و بيرون رفتن از حدّ اعتدال به طرف صفت ناپسند افراط است كه خود جاى هلاكت و نابودى است.
(٤٠٠٤) ٤- در سخنى از امام (ع) آمده است:
إِذَا بَلَغَ النِّسَاءُ نَصَّ الْحِقَاقِ فَالْعَصَبَةُ أَوْلَى (٨٠٢٨٥- ٨٠٢٧٩)
[ترجمه]
«هر گاه زنان به حد كمال رسيدند، خويشاوندان پدر سزاوارترند».
[شرح]
(٨٠٥١٠- ٨٠٢٧٩) نصّ، منتهى درجه چيزها و پايان آنهاست مثل انتهاى راه رفتن، چون نهايت رفتارى است كه چهارپا توانايى انجام آن را دارد، مىگويى: نصصت الرجل عن الامر، يعنى پرسش خود را در باره چيزى از فلان كس به پايان رساندم، و وقتى پرسش را از او بپايان رسانيدهاى كه آنچه او مىداند، به دست آورده