ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩ - پنجم او را از گول خوردن به دليل دلبستگى اهل دنيا به دنيا و خصومت و ستيز بر سر دنيا، منع كرده است
(٦١٨٨٣- ٦١٨٥٥)
پنجم: او را از گول خوردن به دليل دلبستگى اهل دنيا به دنيا و خصومت و ستيز بر سر دنيا، منع كرده است
و هشدار داده است او را كه سزاوار نيست او چنين گول و فريبى بخورد. اين مطالب به صورت قياسات مضمر آمده است:
عبارت: فقد نبّأك اللّه، تا: عنها، صغراى قياس اوّل است، مثل قول خداى تعالى:
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ [١] كه در چند مورد از قرآن مجيد آمده است و قول خداى متعال: إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ [٢].
و گفته امام عليه السلام «و نعت لك نفسها»- يعنى: دنيا خود را براى تو معرّفى كرده است- صغراى قياس دوم است، و به صيغه مذكر نعت نيز نقل كردهاند، به اين معنى كه خداوند دنيا را براى او معرّفى كرده است، و معناى توصيف دنيا خودش را، همان تعريف به زبان حال است، با اين بيان كه آنجا محلّ غم و اندوهها و گرفتارى و بيماريهاى و سراى هر مصيبت و منزلگاه هر شرّ و فتنه است.
(٦١٩٢٥- ٦١٨٨٤) و گفتار امام (ع): و انّما اهلها تا آخر، صغراى قياس سوم است.
كبراى مقدّر در قياس اوّل چنين است: و هر كس را كه خداى متعال از آن اين چنين خبر دهد شايسته نيست فريب او را بخورند. تقدير كبراى قياس دوم اين طور است: و هر كسى كه خود را چنين معرّفى كند نبايد گول او را خورد. و تقدير كبرا در قياس سوّم اين است: و هر كس چنان باشد سزاوار نيست كه فريب عمل او را بخورند.
[١] سوره انعام (٦) آيه (٣٢) يعنى: زندگى دنيا جز بازيچه كودكان و هوسرانى بىخردان چيزى نيست.
[٢] سوره يونس (١٠) آيه (٢٤) يعنى: براستى زندگانى دنيا مانند آبى است كه از آسمانها فرو فرستاديم.