ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٤ - شرح
(٣١٤٧) ١٤٧- سه سخن از سخنان امام (ع):
مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ وَ مَنْ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ- وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا (٧٨٢١٦- ٧٨٢٠٠)
[ترجمه]
«هر كس تسلّط يافت، خود رأى مىشود، و هر كس خود رأى شد، هلاك مىشود، و هر كس با مردان مشورت كند، شريك عقلهاى آنها مىگردد.»
[شرح]
(٧٨٢٠٢- ٧٨٢٠٠) يكى از آن سخنان، اين است كه: هر كس سيطره يافت، خود رأى مىشود.
مقصود اين است كه روش پادشاهان در امور مورد علاقهشان، خودرأيى و تكروى است، از آن جهت كه بر ديگران مسلّطند و نسبت به خواهشهاى نفسانى خود، بلامنازعند. و اين سخن مانند ضرب المثلى است كه آن را در مورد كسانى به كار مىبرند كه به كارى دست يابند، و بعد آن را به خود اختصاص دهند و ديگران را مانع شوند.
(٧٨٢٠٩- ٧٨٢٠٦) سخن دوم: هر كه خود رأى شد، به هلاكت رسيد. زيرا تكروى انسان در فكر و نظر خود و نپذيرفتن نصيحت و مشورت ديگران در جنگ و امثال آن، او را در معرض خطا قرار مىدهد و باعث هلاكت او مىگردد، گويا امام (ع) فرموده است: هر كس خودرأى باشد، در معرض هلاكت است، بنا بر اين هلاكت را- از باب اطلاق ما بالفعل بر ما بالقوّة- به جاى: معرض هلاكت، به طور مجاز به كار برده است.
(٧٨٢١٦- ٧٨٢١٠) سخن سوم: هر كس با مردان مشورت كند، شريك عقلهاى آنان است.
توضيح آن كه در آن صورت از بهترين نظر بهرهبردارى كرده و آن را به كار مىبندد، پس تمام خردهاى مردان، در اختيار او قرار گرفته است، چه او از نتايج خردها سود مىبرد. و اين سخن تشويق به مشورت با ديگران است.