ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٧ - شرح
پايبندى به يك مذهب و مرام كنايه آورده است.
٥- آنان از پرتو دانش روشنى نمىگيرند، يعنى ايشان در تاريكى جهل به سر مىبرند.
٦- و آنان به پايه استوارى پناه نجستهاند، پايه استوار، كنايه از عقايد بر حق و يا دليل و برهانى است كه در دفع گرفتاريهاى آخرت بشود بر آنها تكيه كرد.
(٧٧٥٣١- ٧٧٥٠٦) نكته سوّم- در ستايش دانش و برترى آن بر ثروت از چند جهت:
١- دانش صاحب خود را از گرفتاريهاى دنيا و آخرت نگهدارى مىكند، امّا مال را صاحبش حفظ مىكند، و امتياز روشنى در فضيلت و منفعت است بين آنچه پاسدار صاحب خود باشد و بين آنچه به پاسدارى صاحبش نيازمند است.
٢- دانش با خرج و صرف و فايده رساندن به علاقمندانش فزونى مىيابد و رشد مىكند، چون عالم، خود نيز ضمن تعليم و مذاكره، متذكّر شده و فراموش نمىكند، و آنچه را نمىداند استنباط مىكند، امّا مال با خرج و صرف و انفاق به ديگران كاهش مىيابد.
٣- بخشش مال يعنى نيكى كردن به وسيله مال و دارايى با از بين رفتن ثروت از بين مىرود اما احسان به علم به خاطر بقاى علم، باقى و جاويد است. صنيع بر وزن فعيل به معنى مفعول است.
(٧٧٥٧٩- ٧٧٥٣٢) ٤- آشنايى با دانش، خود ديانت است. يعنى تحصيل دانش خود روش ديندارى است. و قبلا هم روشن شد كه علم اصل و ريشه ديانت است.
٥- انسان به وسيله علم در زندگى دنيا مردم را تحت فرمان آورده و نام نيك پس از مرگ را كسب مىكند كه اين دو از جمله فضايل خارجى علمند.
٦- حاكم بودن دانش، نسبت به ثروت، و مغلوب و محكوم بودن ثروت نسبت به آن، يعنى دخل و تصرّف علم در راه به دست آوردن مال و انفاق آن، تنها