ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٢ - و عبارت كم عللت مصرعك
٤- سراى پند است براى كسى كه عبرت بگيرد، و صفت دنيا و سرانجام كار آن را بشناسد.
٥- دنيا مسجد است براى دوستداران خدا، از پيامبران و اولياى او.
٦- جاى عبادت و نماز براى فرشتگان خدا در زمين است، فرشتگانى كه آدم (ع) را سجده كردند.
٧- دنيا محل نزول وحى است.
٨- تجارتخانه اولياى خداست كه با عبادت خود در دنيا رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت او را سود بردند.
(٧٧١٢٠- ٧٧٠٨٤) پس از اين همه ستايش از دنيا امام (ع) كسى را كه دنيا را نكوهش مىكرد با استفهام انكارى مورد سؤال قرار مىدهد، و حالات ديگرى براى دنيا بازگو مىكند كه با نكوهش آن منافات دارد، يعنى پس چه كسى آن را مذمت مىكند در حالى كه صفات ياد شده و اين حالات را دارد و از آن احوال شش مورد را ذكر مىكند:
١- دنيا جدايى خود از اهلش را اعلام كرده و از دورى خود آنها را آگاه ساخته است. واو در وقد حاليه است.
٢- جدايى خود را به صداى بلند خبر داده است.
٣- دنيا خود را معرفى كرده است، البتّه تمام اين معرّفيها به زبان حال است، يعنى همان دگرگونى و تغيير، كه نابودى آن را اعلام مىدارند.
٤- دنيا با گرفتاريهايش، گرفتارى در آخرت را براى آنان مجسّم مىسازد.
٥- به وسيله شادمانى دنيايى به شادى در بهشت، آدميان را جلب مىكند.
براستى كه چنين است، زيرا آنچه در اين دنياست، صورت و مثالى است براى آنچه در عالم غيب است و نسخهاى از آن كه قابل توجّه و مقايسه با آن است، و اگر چنين نبود، راه صعود و بالا رفتن تا ساحت خدايى مسدود و آگاهى