ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٠٩ - شرح
دستيابى به آن هدف است ناگزير براى انسان رهبرى براى رسيدن هدفهايش مانند توفيق- در زود رساندن به هدف- وجود ندارد.
(٧٦٣٢٧- ٧٦٣٢٣) ٨- هيچ تجارتى مانند كار شايسته نيست، كلمه: «تجارة» را از آن رو براى كار شايسته استعاره آورده است كه همچنان كه تجارت مستلزم سود است، كار شايسته نيز باعث خير است. و چون ارزش تجارت به ارزش نتيجه و سود آن وابسته است، پس هر چه سود ارزشمندتر باشد ارزش تجارت بيشتر است، و چون سود اين تجارت اجر و مزد دائمى آخرت است كه بالاتر از آن سودى نيست، پس تجارت عمل شايسته نيز در بين تجارتها نظير ندارد.
(٧٦٣٣١- ٧٦٣٢٨) ٩- هيچ سودى همچون اجر و مزد الهى نيست، مطلب روشن است.
(٧٦٣٣٧- ٧٦٣٣٢) ١٠- هيچ پرهيزگاريى مانند توقّف در برابر كار شبههناك نيست، گاهى پارسايى را به توقّف در برابر كارهاى خلاف و حرام تفسير مىكنند. و چون خوددارى از انجام كارهاى شبههناك چه در جهت حلال بودن و چه در حرام بودن، از بالاترين نوع پارسايى است و از همه بيشتر به وسيله آن مىتوان از محرمات دورى كرد بنا بر اين، هيچ يك از ديگر انواع پارسايى نظير آن نمىباشد.
(٧٦٣٤٣- ٧٦٣٣٨) ١١- هيچ پارسايى مانند پرهيز از حرام نيست. چون به پرهيز از حرام دستور و فرمان دادهاند و انجام واجب، پايينتر از ديگر انواع زهد است، بنا بر اين پرهيز از حرام همانند فضيلت واجب بر مستحبّ، برترين نوع پرهيز است.
(٧٦٣٤٧- ٧٦٣٤٤) ١٢- هيچ آگاهيى همچون انديشيدن در كار نيست، يعنى همچون علمى كه از راه انديشه به دست مىآيد و اين سخن نسبت به آن چيزى است كه ادعا كنند علم است، از قبيل حفظ سخن ديگران، احاديث، شرح حال بزرگان و امثال اينها و نيز فرا گرفتن علومى كه از حواس حاصل مىشوند، زيرا علم فكرى و عقلى، كلى و اشرف است، و حكمى كه شارع مىكند و همچنين خطيب در خطبه مىآورد نيز جنبه كلى دارد. و مقصود از انديشيدن، انديشه در چيزهايى است كه