ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٨ - شرح
تقوا صورت پذيرد، اندك نيست، چگونه عملى را كه مورد قبول است، ممكن است اندك شمرد؟».
[شرح]
(٧٥٥٨٨- ٧٥٥٥٠) خير در عرف توده مردم عبارت از مال فراوان و اندوختههاى دنيوى است امّا در اصطلاح عارفان و سالكان راه خدا، سعادت اخروى و آنچه از كمالات نفسانى است كه وسيله رسيدن به سعادت اخروى باشد. بسا كه گروهى خير را اعمّ از هر دو مورد تفسير كردهاند البته امام (ع) خير بودن مورد اوّل را هم به دليل ناپايدارى و مفارقت آن و هم به دليل آنكه چه بسا باعث شر در آخرت گردد نفى فرموده و خير را به معنى دوّم تفسير كرده و آن را ريشه كمال قواى انسانى شمرده است، بنا بر اين دانش زياد، كمال قواى نظرى براى نفس عاقله است، و بردبارى زياد از كمال قوه عملى، و همان فضيلت قوه غضبيّه است و افتخار به مردم به خاطر بندگى پروردگار، يعنى افتخار به زيادى عبادت، اخلاص و سپاس خدا نسبت به توفيق كار نيك كه داده، و طلب مغفرت براى گناهى كه مرتكب شده، از جمله فضايل قوّه شهوى و كمال قوّه عملى است.
(٧٥٦١٩- ٧٥٥٨٩) آن گاه امام (ع) خير دنيا را منحصر در دو چيز دانسته است، توضيح آن كه انسان يا سرگرم نابود سازى و از بين بردن گناهان و جبران گناهانى است كه از او سرزده، تا بدين وسيله خود را براى كسب نيكيها آماده سازد و يا مشغول انجام خوبيها است. ديگر خير قابل تحصيلى كه حد وسط اين دو كار باشد، وجود ندارد.
سپس امام (ع) به اندك نبودن آن عملى كه توأم با تقواى الهى است حكم كرده است تا بدين وسيله توجّه دهد كه جبران گناهان با از بين بردن آنها و شتافتن به كارهاى نيك مستلزم داشتن تقواست، و اين كار كوچكى نيست از آن رو كه نزد خدا پذيرفته است و آنچه نزد خدا قبول افتد مستلزم اجر فراوانى است. و اين