ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٤ - و عبارت ان الله سبحانه امر عباده تخييرا
اكنون مطابق اين تفسير، پاسخ گفتن به پرسش بالا نيز امكانپذير است، با اين توضيح كه قضا به معنى ياد شده با مختار بودن بنده و سن تكليف و پاداش و كيفر او، منافاتى ندارد زيرا كه معناى اختيار همان آگاهى بنده است از اين كه وى داراى نيرويى است كه هرگاه ميل به فعل- كه از آن تعبير به اراده مىكنند- و يا نفرت از فعل- كه از آن تعبير به كراهت مىكنند- بدان ضميمه شود وى هم قادر بر فعل و هم بر ترك آن است و هر دو برايش امكان دارد و اين جريانى است كه با علم خداى تعالى بر وقوع يا عدم وقوع هر يك از دو طرف، منافاتى ندارد، هر چند كه يكى از دو طرف در علم خدا به طور قطع به عنوان عرض خارجى صادر خواهد شد.
و آنگهى تكليف بر حسب آنچه در علم خدا گذشته است، متوجّه بنده نمىشود، بلكه علاوه بر آن، دو عامل ديگر در كار است:
اوّل- عامل فاعلى كه همان حكمت خداى تعالى است، يعنى پروردگار، موجودات را به بهترين و استوارترين صورت آفريده و هدايت هر موجود ناقص به كمال مطلوبش، به نحوى است كه درخور اوست.
دوم: عامل قابليت، يعنى، بنده داراى صفت اختيار- با تعريفى كه گذشت- بوده باشد، از اين رو، امام (ع) ده چيز را به شرح زير از خصوصيات اختيار و تكليفى شمرده است كه براى رسيدن به نتيجه، مقصود اصلى حكمت است:
١- خداوند بندگانش را مأمور كرده است با اختيار، تخييرا مصدر جانشين حال است.
٢- آنان را نهى كرده است از روى بيم و ترس. تحذيرا مفعول له است.
٣- تكليف آنان را آسان قرار داده است، تا كار بر آنها آسان باشد و ميل و علاقه پيدا كنند.
٤- تكليف آنان را دشوار قرار نداده، تا اين كه حالت اختيار داشته باشند و