ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦٥ - شرح
نظرات پسنديده و شايسته، و نيز سنجش بيشتر آنچه كه از آن قوا به صورت گفتار و رفتار بروز مىكند، مىگردد، و اين زحمت و شرايطى دارد كه باعث كاستى سخن مىشود، بر خلاف آن كه سخنان نسنجيده و بىتوجه بر زبان آيد.
(٣٠٦٤) ٦٤- امام (ع) فرمود:
الدَّهْرُ يُخْلِقُ الْأَبْدَانَ- وَ يُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ يُقَرِّبُ الْمَنِيَّةَ- وَ يُبَاعِدُ الْأُمْنِيَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ (٧٤٨٢١- ٧٤٨٠٢)
[ترجمه]
«روزگار بدنها را فرسوده و آرزوها را تازه مىگرداند و مرگ را نزديك و خواهشهاى دل را دور مىسازد هر كه بر زمانه چيره گشت، به رنج افتاد، و هر كه بر روزگار دست نيافت، گرفتار سختى شد.»
[شرح]
(٧٤٨٢١- ٧٤٨٠٢) فرسوده كردن بدنها، همان آماده ساختن آنست براى فتور و تباهى، با گذشت زمان، و در اثر آنچه از گرما و سرما و دشواريهاى مربوط به زمان كه توسط ايّام و فصول بر تن آدمى وارد مىشود. و اين كه روزگار آرزوها را تازه مىگرداند در اثر فريبى است كه از زنده بودن و تندرستى، انسان حاصل مىشود، و بيشتر اشخاص سالخورده در معرض آنند چرا كه طول عمر و تجربههايى كه از نيازمندى و بىچيزى دارند آنان را مىفريبد و بر جمع مال حريصشان مىكند و سبب آرزوهاى دراز آنها براى تحصيل دنيا مىگردد. و نزديك ساختن مرگ نظر به فرسودن بدنها و دور و دراز كردن آرزوها با توجه به نزديك ساختن مرگ است.
و هر كه بر زمانه چيره گشت، يعنى با تباه كردن عمر و به كار بردن آن در راه متاع دنيا، به رنج مىافتد و با جمعآورى و اندوختن مال دنيا دچار بدبختى مىگردد، و هر كس روزگار را از دست داد، در راه به دست آوردن دنيا رنج برد ولى با از بين رفتن آن گرفتار بدبختى شد.