ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٩ - شرح
چشم پوشى از خطاى مردم، و بردبارى و تحمّل ناگواريها مىباشد.
(٧٣٩٧٩- ٧٣٩٣٤) امّا شك عبارت از دو دلى در باور داشتن يكى از دو طرفى است كه نقيض يكديگر و مقابل همند، و اين صفت چنان كه قبلا گفته شد در برابر يقين است.
امام (ع) براى اين صفت چهار شاخه نام برده است:
١- گفتگوى ناروا، بديهى است كه اساس سخن ناروا، شك و دو دلى است: و امام (ع) هر كه را كه اين صفت را ملكه و عادت خود قرار دهد با اين بيان برحذر داشته است كه شبش را به روز نرساند، كنايه از روشن نشدن حق از تاريكى شب تيره شك و نادانى است.
٢- ترس و دلهره، زيرا شك در امور باعث ناآگاهى از مصلحت و فساد آنها مىگردد، و اين خود باعث دلهره و ترس از اقدام به آن امور مىشود. و نتيجهاش سرافكندگى و عقبگرد است.
٣- دو دلى در همان شك و ترديد، يعنى تحوّل از حالتى به حالتى و از شكّ به حالت شك ديگر، بدون اطمينان به چيزى، و اين خود نوعى از ابتلاى به شك و دو دلى در كارهاست. امام (ع) با بيان پيامد اين صفت كه به صورت كنايه فرموده زير سمّهاى شياطين قرار مىگيرد، از آن برحذر داشته است، زيرا چنين كسى در زمين قلبش تخم وهم و خيال پاشيده و قدرت عقل را كه مىتواند تصميم گيرى كند از خود سلب كرده است.
٤- تسليم شدن و بىتفاوت بودن در برابر نابودى دنيا و آخرت، كه از پيامدهاى شك است، زيرا شخص دو دل در كارهاى دنيا و آخرت خود مبتلا به دو دلى است و هيچ كارى را انجام نمىدهد و به فكر وسايل كار نيست به همين جهت در برابر پيشامدها تسليم و بىتفاوت است و اين كه به دليل بىتفاوتى در دنيا و آخرت نتيجه چنين حالتى هلاكت و نابودى است روشن و واضح است.
توفيق از آن خداست.