ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٢ - شرح
آنان را بلند مىكند، در مورد، گذشت از لغزشهاى جوانمردان، كه به ندرت لغزش از آنها سر مىزند، تشويق كرده است مانند داد و ستد آنان كه ممكن است پشيمان شوند. كلمه: «عثرات» را براى خطايى كه از روى بىتوجّهى از آنان سرزند، و لفظ «يد» را براى عنايت و قدرت خداوندى، استعاره آورده است. و اين كه دست خدا به دست آنهاست و آنان را بلند مىكند، كنايه از وابستگيهاى آنان به خدا و جبران حال ايشان است، توضيح آن كه جوانمردى، فضيلت بزرگى است كه باعث جلب توجّه مردم و ميل قلبى و كمك آنان مىگردد، بدين ترتيب، خطاكار جوانمرد، براى عنايت خدا، و هم چنين به پاخواستن و جبران لغزش خود، آمادگى پيدا مىكند.
(٣٠١٦) ١٦- امام (ع) فرمود:
قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ- وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ (٧٣٥٣٢- ٧٣٥١٩)
[ترجمه]
«ترس قرين زيان، و شرم همراه نوميدى است، و فرصت هم چون ابر گذرا مىگذرد، پس فرصتهاى خوب را غنيمت شمريد».
[شرح]
(٧٣٥٢٤- ٧٣٥١٩) مقصود امام (ع) از هيبت، ترس از طرف مقابل است. بديهى است كه ترس مانع برآورده شدن حاجت و رسيدن به هدف است، چون با روى باز سخن گفته نمىشود، و معناى نزديكى ترس با زيان هم همين است و هم چنين، شرم با نااميدى به دليل همراهى شرم با فروگذاردن خواسته و ابراز نكردن آن، اين سخن براى برحذر داشتن از ترس و شرم كه هر دو نكوهيدهاند، مىباشد.
(٧٣٥٣٢- ٧٣٥٢٥) آن گاه به غنيمت شمردن فرصتهاى خوب فرمان داده، يعنى در موقع به دست آمدن فرصت، هر چه زودتر كار را بايد انجام داد. و به وسيله قياس