ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١ - مطلب دوم به اصلاح رفتار خود با مردم توصيه كرده است
كه اين كار از كمال فضيلت عدالت است عدالتى كه باعث كمال ايمان مىشود.
(٦١٢٩٧- ٦١٢٩٠) دوم: بر كسى ستم نكند همان طور كه مايل نيست كسى بر او ستم كند، تا از دو صفت ناپسند ستمكارى و ستم پذيرى در امان بماند.
(٦١٣٠٤- ٦١٢٩٨) سوم: بر ديگران نيكى كند چنان كه دوست دارد به او نيكى كنند. صفت احسان فضيلتى تحت الشّعاع عفّت است.
(٦١٣١٢- ٦١٣٠٥) چهارم: از خود ناپسند بداند آنچه را كه از ديگران ناپسند و زشت مىشمارد، پس از همه موارد نهى الهى متنفّر باشد كه اين از لوازم جوانمردى است. از اين رو وقتى كه از احنف راجع به جوانمردى پرسيدند، گفت: جوانمردى آن است كه زشت بدانى از خود آنچه را كه زشت مىشمارى از ديگران.
(٦١٣٢١- ٦١٣١٣) پنجم: از سوى مردم بپسندد آنچه را كه از جانب خود بر آنان مىپسندد، يعنى هر چه را كه شايسته مىبيند نسبت به ديگران از خوب و بد انجام دهد، شايسته است مثل آن را از ايشان براى خود بپذيرد، در اين عبارت هشدارى است بر اين كه روا نيست كار بد انجام دهد به دليل فقدان لازم كه عبارت از رضايت مردم بر بدى باشد.
(٦١٣٣٢- ٦١٣٢٢) ششم: چيزى را كه نمىداند نگويد هر چند كه دانستههايش اندك است، و فرمود: هر چند دانستههايش اندك است، زيرا كمى دانش براى بعضى از مردم گاهى انگيزه مىشود كه ندانسته سخن بگويند تا مبادا ديگران به آنان نسبت نادانى دهند، در نتيجه هم خود گمراه مىشوند و هم ديگران را به گمراهى مىكشند، چنان كه خداوند بزرگ فرموده است: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ^ [١].
[١] سوره لقمان (٣١) آيه (٢٠) يعنى: بعضى از مردم بدون علم و هدايت و كتابى نوربخش در ذات خدا مجادله مىكنند.