ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٣ - شرح
(٢٠٧١) ٧١- از جمله نامههاى امام (ع) به عبد اللّه بن عباس.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّكَ لَسْتَ بِسَابِقٍ أَجَلَكَ- وَ لَا مَرْزُوقٍ مَا لَيْسَ لَكَ- وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ يَوْمَانِ- يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ- وَ أَنَّ الدُّنْيَا دَارُ دُوَلٍ- فَمَا كَانَ مِنْهَا لَكَ أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ- وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ (٧٢٦٢٥- ٧٢٥٨٤)
[ترجمه]
«امّا بعد، تو پيش از فرا رسيدن اجل نمىميرى، و آنچه روزى نشده، به تو نمىرسد. و بدان كه روزگار دو روز است: يك روز به سود تو و روزى به زيان تو.
براستى كه دنيا خانهاى است كه دست به دست مىگردد، پس آنچه از دنيا به سود تو باشد به تو مىرسد اگر چه ناتوان باشى، و از آنچه به ضرر تو است هر چه نيرومند باشى نيز نمىتوانى جلوگيرى كنى.»
[شرح]
(٧٢٥٨٩- ٧٢٥٨٤) اين بخش از نامههاى امام (ع) موعظه است. و در اين موعظه چند نكته را خاطرنشان ساخته است:
١- پيش از فرا رسيدن اجل نمىميرد. چون اجل همان وقت معينى است كه خداوند مىداند زيدى در آن وقت مىميرد، و امكان ندارد، زيد، پيش از آن بميرد، زيرا لازمه آن تبديل علم خداوند به جهل است و آن هم غير ممكن است.
(٧٢٥٩٥- ٧٢٥٩٠) ٢- آنچه را كه روزى او نشده، به او نمىدهند: يعنى آنچه را كه خداوند مىداند